1397 پنجشنبه 3 خرداد
اخبار گوناگون

روی تک تک فشنگ‌هایمان «مرگ بر اسراییل» را حک می‌کنیم/ غیرت مدافعان حرم؛ رمز شکست تکفیری‌ها
تجلی حقوق شهروندی در تجاوز به حقوق ملت از جنس دولت تدبیر و امید
بیشترین کرسی‌های آزاداندیشی لغو شده در دانشگاه‌ها با موضوع نقد برجام بوده‌ است
«سفر رایگان عتبات» عیدی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان به شرکت‌کنندگان در طرح عیدانه
دولت می‌گوید در حوزه اقتصاد مقاومتی پیشتاز است اما در عمل نتیجه خوبی دیده نمی‌شود
هرچه از سردار فاطمی سپاه اسلام می‌دانیم/ قاسم سلیمانی از نمای نزدیک
مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا(س) با حضور رهبر انقلاب
کافه دفاع محفلی گرم برای انس با شهداست/سند این کافه بنام خادمین شهدا زده شده است
تمام فعالیت‌های اداری، آموزشی و خدماتی دانشگاه آزاد از 20 دی تا 22 دی ماه تعطیل است
«۱۹ دی» مبدأ تاریخ تحولات جدید دنیاست/ تأثیرات این حادثه قرن‌ها باقی می‌ماند
حشدالشعبی ‌از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفت/ اقتدار ما بی‌پایان است
بازگشت پیکرهای مطهر ۹۸ شهید دوران دفاع مقدس به کشور
آقای هاشمی! در خاطراتتان درباره ظلم‌های رقم خورده در حق نظام در سال ۸۸ هم بنویسید
روحانی نباید فراموش کند که در سال ۹۶، یک مدافع است و نه یک مهاجم!/ اقدامات اخیر دولت پوپولیستی است
از «مدافعان حرم تا اقتصاد مقاومتی» در یک جشنواره فیلم/ رونمایی از برخی از آثار درخشان جشنواره عمار/ جشنواره ‌ای که فضای بسته فیلم سازی را شکست
واکنش روابط عمومی شرکت راه‌آهن به نامه تشکل‌های بسیج دانشجویی به وزیر راه
ورود اعضا
نام کاربری : 
رمز عبور :
  
نظرسنجی
نظر شما در مورد وب سایت  جدید بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شهرقدس چیست ؟



  
 
بخش اول از متن صحیفه نور امام خمینی(ره)




بخش اول از متن صحیفه نور امام خمینی(ره)

:

دعوت به قيام براى خدا (تاريخىترين سند مبارزاتى امام خمينى)(1)

مخاطب:

علما و ملت ايران بسماللّه الرحمن الرحيم قالاللّه تعالى: قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا للّه مثنى و فرادى.(2) خداى تعالى در اين کلام شريف، از سرمنزل تاريک طبيعت تا منتهاى سير انسانيت را بيان کرده ، و بهترين موعظه هايى است که خداى عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يک کلمه را پيشنهاد بشر فرموده .

اين کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است.

قيام براى خداست که ابراهيم خليلالرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه هاى گوناگون عالم طبيعت رهانده .

خليل آسا در علم اليقين زن نداى لااحب الافلين(3) زن قيام للّه است که موسى کليم را با يک عصا به فرعونيان چيره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق(4) و صحو(5) کشاند.

قيام براى خداست که خاتمالنبيين صلى اللّه عليه و آله را يکتنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسين اوادنى(6) رساند.

خودخواهى و ترک قيام براى خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره کرده و کشورهاى اسلامى را زير نفوذ ديگران درآورده .

قيام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده .

قيام براى نفس است که بيش از ده ميليون جمعيت شيعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوتپرست پشت ميزنشين شدند.

قيام براى شخص است که يک نفر مازندرانى بيسواد(7) را بر يک گروه چندين ميليونى چيره مى کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند.

قيام براى نفع شخصى است که الان هم چند نفر کودک خيابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده .

قيام براى نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسليم مشتى کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده .

قيام براى خود است که موقوفات مدارس و محافل دينى را به رايگان تسليم مشتى هرزه گرد بيشرف کرده و نفس از هيچ کس درنمى آيد.

قيام براى نفس است که چادر عفت رااز سر زنهاى عفيف مسلمان برداشت و الان هم اين امر خلاف دين وقانون درمملکت جارى است و کسى بر عليه آن سخنى نمى گويد.

قيام براى نفعهاى شخصى است که روزنامه ها که کالاى پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه ها را که از مغز خشک رضاخان بيشرف تراوش کرده ، تعقيب مى کنند و در ميان توده پخش مى کنند.

قيام براى خود است که مجال به بعضى از اين وکلاى قاچاق داده که در پارلمان بر عليه دين و روحانيت هرچه مى خواهد بگويد و کسى نفس نکشد.

هان اى روحانيين اسلامى ! اى علماى ربانى! اى دانشمندان ديندار! اىگويندگان آيين دوست! اى دينداران خداخواه ! اى خداخواهان حقپرست! اى حقپرستان شرافتمند! اى شرافتمندان وطنخواه ! اى وطنخواهان با ناموس!موعظت خداى جهان رابخوانيد و يگانه راه اصلاحى را که پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترک نفعهاى شخصى کرده تا به همه سعادتهاى دو جهان نايل شويد و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.

ان للّه فى ايام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها(8)، امروز روزى است که نسيم روحانى الهى وزيدن گرفته و براى قيام اصلاحى بهترين روز است، اگر مجال را از دست بدهيد و قيام براى خدا نکنيد و مراسم دينى را عودت ندهيد، فرداست که مشتى هرزه گرد شهوتران بر شما چيره شوند و تمام آيين و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.امروز شماها در پيشگاه خداى عالم چه عذرى داريد? همه ديديد کتابهاى يک نفر تبريزى بى سروپا(9) را که تمام آيين شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشيع به امام صادق و امام غايب روحى له الفدا آنهمه جسارتها کرد و هيچ کلمه از شماها صادر نشد.

امروز چه عذرى در محکمه خدا داريد? اين چه ضعف و بيچارگى است که شماها را فرا گرفته ?اى آقاى محترم که اين صفحات را جمعآورى نموديد و به نظر علماى بلاد و گويندگان رسانديد! خوب است يک کتابى هم فراهم آوريد که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامى همراه کرده از همه امضا مى گرفتيد که اگر در يک گوشه مملکت به دين جسارتى مى شد، همه يکدل و جهت از تمام کشور قيام مى کردند.

خوب است ديندارى را دست کم از بهاييان ياد بگيريد که اگر يک نفر آنها در يک ديه (10) زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئى تعدى به او شود براى او قيام کنند.

شماها که به حق مشروع خود قيام نکرديد، خيره سران بى دين از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بى دينى را آغاز کردند و به همين زودى بر شما تفرقه زده ها چنان چيره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سختتر شود.

و من يخرج من بيته مهاجرا الى اللّه و رسوله ثم يدرکه الموت فقد وقع اءجره على اللّه(11) 11 شهر جمادى الاولى 1363 سيد روحاللّه خمينى

1- اين پيام، يکى ازتاريخى تريناسناد مبارزاتى امامخمينى به شمار مى آيد واصل نسخه خطى آن در کتابخانه وزيرى يزد نگهدارى مى شود.

2- سوره سبا، آيه 46 : اى رسول،بگو به امت،که من به يک سخن شما راپند مى دهم، وآن سخن ايناست که شما خالص براى خدا، دو نفر دو نفر با هم يا هر يک تنها، قيام کنيد.

3- اشاره به آيه 76، سوره انعام.

4- بيهوشى و در اصطلاح عرفان به معنى فناى عبد سالک.

5- هوشيارى و در اينجا بقاى باللّه پس از فناى فى اللّه.

و بازگشت به عالم ناسوت براى امتثال امر رب جليل.

6- اشاره به آيه 9، سوره نجم.

7- رضاخان پهلوى.

8- بحارالانوار ج 68، ص 221، کنزالعمال ج 7، ص 769.

9- احمد کسروى، نويسنده و مؤلف کتابهاى ضد مذهبى .

10- تلفظ قديم ((ده )).

11- سوره نسا، آيه 100: و هرگاه کسى از خانه خويش براى هجرت بسوى خدا و رسول بيرون آيد،

نامه سرگشاده

زمان:

3 فروردين 1328 / 22 جمادى الاول 1368

مکان:

قم

موضوع:

استفسار درباره تشکيل مجلس مؤسسان

مناسبت:

شايعه موافقت آقاى بروجردى با تشکيل مجلس مؤسسان

مخاطب:

طباطبايى بروجردى، سيد حسين (مرجع بزرگ تقليد) محضر مقدس حضرت مستطاب آيت اللّه العظمى آقاى حاجى آقا حسين طباطبايى بروجردى متعاللّه المسلمين بطول بقائه چون منتشر است که راجع به تشکيل مجلس مؤسسان بين حضرت مستطاب عالى و بعض اولياى امور مذاکراتى شده و بالنتيجه با تشکيل مجلس مؤسسان موافقت فرموده ايد، نظر به اينکه تشکيل مجلس مؤسسان مؤثر در مقدرات آينده کشور و مصالح دينى و ملى و اجتماعى است، به علاوه حدود اختيارات نمايندگان و نتايجى که ممکن است اين اقدام داشته باشد معلوم نيست، مستدعى است حقيقت اين انتشار را براى روشن شدن تکليف شرعى اعلام فرماييد.(1) روحاللّه خرمآبادى(2) مرتضى حائرى سيد محمد يزدى(3) روحاللّه الموسوى(4) محمدرضا موسوى گلپايگانى22 جمادى الاولى 1368 1- آقاى بروجردى درپاسخ چنين مرقوم فرمودند:بسماللّهالرحمنالرحيم - اولا، از علماى اعلام انتظار مى رود مواقعى که اين قسم انتشارات مخالف واقع مى شوند خودشان دفاع کنند.

البته علاقه مندى حقير به حفظ ديانت و مصالح مملکت بر همه مشهود است و نهايت مقتضى نيست که هر اقدامى گوشزد عامه شود.

ثانيا، موقعى که فرمان همايونى صادر شد، براى اينکه مبادا تغييراتى در مواد مربوط به امور دينيه داده شود به وسيله اشخاصى به اعليحضرت همايونى تذکراتى مکررا دادم با آنکه اخيرا جناب آقاى وزير کشور و آقاى رفيع از طرف اعليحضرت ابلاغ نمودند که نه تنها در مواد مربوطه به ديانت تصرفى نخواهد شد بلکه در تحکيم و تشييد آن اهتمام خواهد شد، مع ذلک در تمام مجالسى که در اطراف اين قضيه مذاکره مى شده که در بعض آن مجالس، عده اى از علماى اعلام حضور داشتند، کلمه اى که دلالت يا اشعار به موافقت در اين موضوع داشته باشد از حقير صادر نشده ، چگونه ممکن است در چنين امر مهمى اظهار نظر نمايم، با آنکه اطراف آن روشن نيست.

حسين الطباطبايى .

2- آقاى سيد روحاللّه کمالوند خرمآبادى.

3- معروف به محقق داماد.

نامه

زمان:

9 آبان 1341 / 2 جمادى الثانى 1382

مکان:

قم

موضوع:

صدور اعلاميه آقاى خوانسارى در رابطه با تجمع مردم تهران در مسجد سيد عزيزاللّه، و انتقاد امام خمينى از عدم برخورد انقلابى و فراگير در اعتراض به تصويبنامه لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى

مخاطب:

فلسفى، محمدتقى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

خدمت ذىشرافت جناب مستطاب ثقةالاسلام و المسلمين آقاى فلسفى، خطيب شهير اسلامى دامت افاضاته به عرض عالى مى رساند، ان شااللّه مزاج محترم خالى از نقاهت است.

ضمنا اعلاميه آقاى خوانسارى را ملاحظه کردم و خالى از تعجب نبود.(1) اصل اقدام ايشان بسيار به موقع و لازم است لکن کيفيت آن خيلى نارسا و سست است.

براى اين مطلب دينى که اساس روحانيت و ديانت و مليت در خطر است، مجلس روضه درست کردن و در ضمن آن، اساس ديانت را قرار دادن، بسيار موهن است نسبت به مقصد.

و از آن بدتر آنکه مسجد سيد عزيزاللّه را که چهار هزار جمعيت مقدس بازارى در آن مجتمع مى شود.

و البته مى دانيد دولت از ديانت نمى ترسد، تا از بازارى متدين و دعاى اينها يا نفرين آنها وحشت کند، دولت از مردم فعال و جوان و احزاب و دانشگاه ملاحظه مى کند.

بايد يک اجتماع دينى که آقاى فلسفى سخنگوى ديانت اسلام صحبت مى کند و آقاى خوانسارى از مراجع وقت مى خواهد صحبت کند در مسجد سيد عزيزاللّه که حکم يک صندوقخانه را دارد، نباشد.

من نمى دانم اين چه فداکارى است? بايد اين امر به توسط يک کرور اعلاميه به تهران و حومه تهران حتى قزوين، قم و بلاد نزديک و دور منتشر شود و گفته شود و نوشته شود که چون براى اين اجتماع، جايى در تهران نيست، خارج تهران در بيابان مى رويم.

در اين صورت از دو حال خارج نيست، يا آنکه با سرنيزه جلوگيرى مى کنند و آن خيلى بعيد است.

آن وقت تکليف يکسره مى شود و ما غالب مى شويم و سقوط دولت حتمى است، و يا نمى کنند، تمام ناراضيها به شما ملحق مى شوند و غوغا مى کنند و عظمت مطلب، آنها را از پا درمى آورد و طرفين مطلب به نفع مسلمين است.

حالا اين فرصت از دست رفت، لکن فرصت ديگرى باقى است و آن اين است که جنابعالى در ضمن صحبت تکيه کنيد به اين نکته که ما نمى خواهيم اجتماع بزرگ درست کنيم و الا در صورت لزوم در خارج تهران اجتماع مى کنيم و مطالب مهمتر را به گوش ملت مى رسانيم و در قم اجتماع ايران را تهيه مى کنند و در صحراى قم، به مردم ايران مطالبى که بايد گفته شود، شخصا بعضى از علما خواهند گفت.

سرکار مى دانيد در اين حال که ما قرار گرفتيم قضيه از آشتى و صلح گذشته و پاى نابودى احکام اسلام و فتح در کار است و هيهات منا الذلة.

نترسيد، ملاحظه نکنيد.

آقاى خوانسارى را نمى گيرند.

شما را نمى گيرند، دنيا اقتضا ندارد.

شما بهتر مى دانيد.

بنده از ناراحتى ديگر نمى توانم عرض بکنم.

والسلام عليکم و رحمةاللّه.

2 جمادى الثانيه روحاللّه الموسوى الخمينى 1- در پى دعوت امام خمينى از علما و مراجع براى اعتراض به لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى، آقاى خوانسارى اعلاميه اى صادر کردند که در آن هيچ اشاره اى به موضوع مذکور نشده بود.

متن اعلاميه ايشان چنين است:

بسمه تعالى

شانه .

به مناسبت تصادف روز پنجشنبه سوم جمادى الثانيه با رحلت حضرت صديقه کبرى فاطمه زهرا عليها سلام مجلس ذکرى از ساعت 9 الى 11 در مسجد سيد عزيزاللّه منعقد، اميد است براى عرض اخلاص به مقام مقدس پيغمبر اکرم (ص)، به استماع موضوع مهم مذهبى که لازم است به اطلاع رسد، عموم طبقات، خاصه آقايان

تلگراف

زمان:

15 آبان 1341 / 8 جمادى الثانى 1382

مکان:

قم

موضوع:

اعتراض به عملکرد اسداللّه علم (نخست وزير وقت)

مناسبت:

پافشارى اسداللّه علم براى تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى

مخاطب:

پهلوى، محمد رضا

بسم اللّه الرحمن الرحيم

حضور مبارک اعليحضرت همايونى تلگراف مبنى بر آنکه اعليحضرت بيش از هرکس در حفظ شعائر مذهبى کوشا هستند، و تلگراف اينجانب را براى دولت ارسال داشتند، و توفيق اينجانب را در ترويج مقررات اسلامى و هدايت عوام خواستار شدند، موجب تشکر گرديد.

البته ملت مسلمان ايران از اعليحضرت همين انتظار را دارند.

فرموده اعليحضرت موافق است با آنچه از پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله به ما رسيده : اذا ظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه ، فمن لم يفعل.

فعليه لعنةاللّه(1).

البته شغل روحانى، ارشاد و هدايت ملت است.

معالاسف با آنکه به آقاى اسداللّه علم در اين بدعتى که مى خواهد در اسلام بگذارد تنبه دادم و مفاسدش را گوشزد کردم، ايشان نه به امر خداوند قاهر گردن نهادند و نه به قانون اساسى و قانون مجلس اعتنا نمودند، و نه امر ملوکانه را اطاعت کردند، و نه به نصيحت علماى اسلام توجه نمودند، و نه به خواست ملت مسلمان که طومارها و تلگرافات و مکاتيب(2) بسيار آنها از اقطار کشور نزد اينجانب و علماى اعلام قم و تهران موجود است وقعى گذاشتند، و نه به اجتماعات انبوه قم و تهران و ساير شهرستانها و ارشاد مفيد خطباى اسلام احترامى قائل شدند.

آقاى علم از نشر افکار عمومى در مطبوعات و انعکاس تلگرافات مسلمين و اظهار تظلم آنها به اعليحضرت و علماى ملت جلوگيرى کرده و مى کند، و برخلاف قانون اساسى مطبوعات کشور را مختنق کرده ، و به وسيله مامورين در اطراف مملکت، ملت مسلمان را که مى خواهند عرض حال خود را به اعليحضرت و علماى ملت برسانند ارعاب و تهديد مى کند.

آقاى علم تخلف خود را از قانون اسلام و قانون اساسى اعلام و برملا نموده .

آقاى اسداللّه علم گمان کرده با تبديل کردن قسم به قرآن مجيد به کتاب آسمانى ممکن است قرآن کريم را از رسميت انداخت، و اوستا و انجيل و بعض کتب ضاله را قرين آن يا به جاى آن قرار داد.

اين شخص تخلف از قانون اساسى را به بهانه الزامات بينالمللى شعار خود دانسته ، با آنکه الزامات بينالمللى مربوط به مذهب و قانون اساسى نيست.

تشبث به الزامات بينالمللى براى سرکوبى قرآن کريم و اسلام و قانون اساسى و ملت، جرم بزرگ و ذنب لايغفر(3) است.

اينجانب، به حکم خيرخواهى براى ملت اسلام، اعليحضرت را متوجه مى کنم به اينکه اطمينان نفرماييد به عناصرى که با چاپلوسى و اظهار چاکرى و خانه زادى مى خواهند تمام کارهاى خلاف دين و قانون را کرده و به اعليحضرت نسبت دهند و قانون اساسى را که ضامن اساسى مليت و سلطنت است، با تصويبنامه هاى خائنانه و غلط از اعتبار بيندازند تا نقشه هاى شوم دشمنان اسلام و ملت را عملى کنند.

انتظار ملت مسلمان آن است که با امر اکيد، آقاى علم را ملزم فرماييد از قانون اسلام و قانون اساسى تبعيت کند، و از جسارتى که به ساحت مقدس قرآن کريم نموده ، استغفار نمايد و الاناگزيرم در نامه سرگشاده به اعليحضرت مطالب ديگرى را تذکر دهم.

از خداوند تعالى استقلال ممالک اسلامى و حفظ آنها را از آشوب و انقلاب مسئلت مى نمايم.

روحاللّه الموسوى الخمينى 1- اصول کافى، ج1، ص4:هنگامى که بدعتى در امت من آشکار مى شود بر عالم دينى است که آن را افشا کند، و اگر چنين نکرد، لعنت و نفرين خداى بر او باد.

2- نامه ها.

 

پيام

زمان:

22 اسفند 1341 / 16 شوال 1382

مکان:

قم

موضوع:

اعلام عزاى عمومى در عيد نوروز سال 1342

مخاطب:

علما و روحانيون

بسم اللّه الرحمن الرحيم

خدمت ذىشرافت حضرات علماى اعلام و حجج اسلام دامت برکاتهم اءعظماللّه تعالى اءجورکم(1).

چنانچه اطلاع داريد دستگاه حاکمه مى خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروريه اسلام قيام، و به دنبال آن مطالبى است که اسلام را به خطر مى اندازد.

لذا اينجانب عيد نوروز را به عنوان عزا و تسليت به امام عصر آ عجلاللّه تعالى فرجه جلوس مى کنم و به مردم اعلام خطر مى نمايم.

مقتضى است حضرات آقايان نيز همين رويه را اتخاذ فرمايند تا ملت مسلمان از مصيبتهاى وارده بر اسلام و مسلمين اطلاع حاصل نمايند.

والسلام عليکم و رحمةاللّه و برکاته .

روحاللّه الموسوى الخمينى

انگيزه مخالفت با تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى اى مسلمانان عالم! بدانيد در جريان تصويبنامه انجمنهاى ايالتى و ولايتى علت مخالفت علماى اسلام قضيه شرکت زنان در انتخابات نبود، اين قضيه ناچيزتر از آن بود که آن قيام عمومى را به همراه داشته باشد.

مسئله اين بود که علما و روحانيون ديدند که دستگاه جبار مى خواهد با کيد شيطانى اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند.

آيا در چنين شرايطى که آنها قوانين مقدس اسلامى را بازيچه دست خود قرار داده اند ما ساکت بنشينيم و اعتراض نکنيم و نگوييم که چرا وعاظ و خطباى اسلام را تحت فشار قرار مى دهند? چرا صداى مبلغين اسلام را خفه مى کنند? چرا چاپخانه ها را تحت سانسور قرار مى دهند و از چاپ و نشر نوشته هاى اسلامى جلوگيرى مى کنند? چرا آزادى مطبوعات را سلب مى کنند? اينها به نام امام صادق سلام اللّه عليه آ مى خواهند با مکتب آن حضرت مقابله کنند.

به نام امام صادق مى خواهند احکام مقدس قرآن را از بين ببرند و تعاليم درخشان آن را ريشه کن کنند.

آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوى حقوق زن و مرد دم مى زنند.

تساوى حقوق زن و مرد يعنى قرآن را زير پا گذاردن، يعنى مذهب جعفرى را کنار زدن، يعنى قرآن را مهجور کردن و به جاى آن کتابهاى ضاله قرار دادن، يعنى دخترها را به سربازخانه ها کشانيدن و ساير کارهايى که نواميس اسلام و مسلمين را به خطر تهديد مى کند.

اين تساوى حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بيست ميليون نفوس ايرانى مردود، و محکوم است.

معذلک با زور و سرنيزه ، با فشار و با آتش گلوله مى خواهند آن را بر ملت ما تحميل کنند.

اگر اين فشارها از ناحيه انگليس يا امريکاست به ما بگويند تا ما خودمان با آنها برخورد کنيم.

اگر الزامات بينالمللى است باز هم به ما بگويند تا فکر ديگرى بکنيم.

اين دولتهاى غيرقانونى از جان ما چه مى خواهند? اين نخستوزير خبيث بيسواد(7) از جان اين مردم چه مى خواهد? چرا نمى رود به دنبال کارش تا يک نفر فهميده و باسواد که غمخوار اين ملت باشد بر سر کار آيد? آيا ما ساکت باشيم و حرفى نزنيم در حالى که آنها به مدرسه فيضيه مى ريزند، در و پنجره ها را مى شکنند، طلاب را کتک مى زنند و اموالشان را غارت مى کنند(8) علماى تهران را به زندان مى برند، در قم به مغازه ها حمله مى کنند، در مغازه را مى شکنند و مال مردم را مى برند? اين بدبختها خيال مى کنند با زدن يک عده مردم بى سلاح و طلاب بيگناه فتح هندوستان کرده اند و مملکت را در سطح ممالک راقيه دنيا قرار داده اند! من در کمين آنها ايستاده ام دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامى جارى سازد، من در کمين آنها ايستاده ام.

من تا آخرين لحظه هاى زندگى ام از نواميس اسلام و مسلمين دفاع مى کنم.

من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خيانت به اسلام دست روى دست نمى گذارم و ساکت نمى نشينم.

اگر مى خواهند راحت باشند بيايند مرا که مزاحم هستم از اين کشور تبعيد کنند.

تا من هستم نمى گذارم قوانين مخالف اسلام تصويب و اجرا شود، تا من هستم نمى گذارم که دستگاه جبار استقلال اين ملت را بر باد دهد.

ملت اسلام نيز بيدار و نسبت به دين و آيين خود حساس و پايبندند.

به علماى خود علاقه مندند، پشت سر علماى اسلام ايستاده اند و مسلما در برابر خيانت به اسلام و قرآن ساکت نمى نشينند و اجازه نمى دهند که جباران و ستمکاران هر چه مى خواهند بر سر اسلام بياورند و دستهايى را که به حريم قرآن دراز شود قطع مى کنند.

دعوت به فداکارى و پايدارى شما آقايان روحانيون نيز بايد هوشيار باشيد.

شما مسئوليد که حقايق را با مردم در ميان بگذاريد و به اقشار مختلف ملت برسانيد که چه نقشه اى عليه اسلام و استقلال مملکت کشيده اند و چه ضربه هايى مى خواهند بر اسلام وارد کنند.

در برابر زور و فشار طاغيان خضوع نکنيد، تسليم نشويد، صفوف خود را فشرده تر کنيد.

مردم زنده اى باشيد.

در برابر حوادثى که پيش مى آيد استقامت داشته باشيد و از آنهايى باشيد که خداوند در حقشان فرمود: ان الذين قالوا ربنااللّه ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکة الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التى کنتم توعدون.

خداوند ملائکه بر شما فرو مى فرستد و قلبتان را آرامش مى بخشد که از کشته شدن و اعدام شدن نگران نشويد.

جايگاه ابدى شما جنات عدن است که وعدالمتقون.(9) روز خوشى و سعادت ما روزى است که از اين دنياى آلوده و انباشته از درد و رنج و بلا راحت شويم.

عيد ما و روز سعيد ما در شهادت است.

 

تلگراف

زمان:

23 فروردين 1342 / 17 ذى القعده 1382

مکان:

قم

مناسبت:

دعوت آقاى حکيم از علماى ايران براى هجرت به نجف و اعتاب مقدسه

مخاطب:

طباطبايى حکيم، سيد محسن (از مراجع بزرگ تقليد) نجف، حضرت آيت اللّه حکيم دامت برکاته و علت کلمته تلگراف محترم در تسليت فاجعه عظمى موجب تشکر گرديد.

اميد است با وحدت کلمه علماى اعلام اسلام و مراجع وقت آ کثراللّه امثالهم حفظ استقلال مملکت و قطع دست اجانب را نموده ، از حريم اسلام و قرآن کريم دفاع کرده ، نگذاريم دست خيانت به احکام مسلمه اسلام دراز شود.

ما مى دانيم با هجرت مراجع و علماى اعلام اعلى اللّه کلمتهم(1) مرکز بزرگ تشيع در پرتگاه هلاکت افتاده و به دامن کفر و زندقه کشيده خواهد شد، و برادران ايمانى عزيز ما در شکنجه و عذاب اليم واقع خواهند شد.

ما مى دانيم با اين هجرت، تغييرات و تحولات عظيمى روى خواهد داد که ما از آن بيمناکيم.

ما عجالتا در اين آتش سوزان به سر برده و با خطرهاى جانى صبر نموده ، از حقوق اسلام و مسلمين و از حريم قرآن و استقلال مملکت اسلام دفاع مى کنيم، و تا سر حد امکان مراکز روحانيت را حفظ نموده ، امر به آرامش و سکوت مى نماييم، مگر آنکه دستگاه جبار راهى را بخواهد طى کند که ما را ناگزير به مطالبى کند که به خداى تبارک و تعالى از آن پناه مى بريم.

اينجانب دست اخلاص خود را به سوى جميع مسلمين، خصوصا علماى اعلام و مراجع عظام اطالاللّه بقائهم(2) دراز کرده ، و از عموم طبقات براى صيانت احکام اسلام و استقلال ممالک اسلامى استمداد مى کنم.

و اطمينان دارم با وحدت کلمه مسلمين، سيما علماى اعلام، صفوف اجانب و مخالفين درهم شکسته ، و هيچگاه به فکر تجاوز به ممالک اسلامى نخواهند افتاد.

ما تکليف الهى خود را ان شااللّه ادا خواهيم کرد، و به احدى الحسنيين(3) نايل خواهيم شد: يا قطع دست خائنين از حريم اسلام و قرآن کريم، و يا جوار رحمت حق جل و علا : انى لا ارى الموت الاسعادة ولا الحيوة مع الظالمين الابرما(4).

اينک دستگاه جبار براى اطفاى نور حق به هر وسيله در کوشش است.

واللّه متم نوره ولو کره الکافرون(5).

روحاللّه الموسوى الخمينى

1- خداوند، کلام آنان را بلند مرتبه گرداند.

2- خداوند، عمر آنان را زياد کند.

3- اشاره به آيه 52 سوره توبه : يکى از دو پيروزى يا پيروزى ظاهرى يا شهادت، که آن نيز فوزى عظيم است.

4- بحارالانوار، ج 75، ص117.

از فرمايشات امام حسين(ع) : مرگ را جز سعادت، و زندگى با ظالمان را جز ننگ نمى بينم.

پيام

زمان:

14 ارديبهشت 1342 / 10 ذى الحجه 1382

مکان:

قم

موضوع:

تصميم دستگاه جبار بر تغيير احکام اسلام

مخاطب:

خويى ، سيدابوالقاسم (از مراجع بزرگ تقليد)، علما و روحانيون حوزه نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم

نجف به وسيله حضرت آيت اللّه خويى دامت برکاته خدمت ذى شرافت حضرات افاضل انام و ثقات اسلام، محصلين والا مقام نجف اشرف دامت تاييداتهم تلگرافات عديده حضرات آقايان مبنى بر اظهار تاثر و تالم در فاجعه عظيمه که بر اسلام و مسلمين عموما و بر روحانيون خصوصا وارد شده است موجب تشکر گرديد.

خداوند تعالى شما سربازان فداکار امام عصر و ناموس دهر آ عجلاللّه تعالى فرجه الشريف را براى اسلام حفظ کند و توفيق خدمت به ديانت مقدسه مرحمت فرمايد.

ما امروز مواجه هستيم با دستگاه جبارى که در نظر دارد احکام اسلام را يکى پس از ديگرى تغيير دهد.

آنچه تاکنون با صراحت در نطقهاى خود اظهار کرده اند تساوى حقوق زن و مرد است در همه جهات که چندين حکم ضرورى اسلام پايمال مى شود.

اخيرا در طرحى که وزير دادگسترى تهيه کرده است قيد رجوليت(1) و اسلام را از قضات لغو کرده ، و چيزهاى وحشتناکى در زير پرده است که اگر غفلت شود اساس مذهب در معرض خطر است.

حضرات افاضل متذکر باشند که امروز تکليف به همه طبقات متوجه است.

مراجع عظام و علماى اسلام و فضلاى محترم و ساير طبقات، همه مکلف هستند به مقدار ميسور براى دفاع از اسلام و احکام مقدسه تشريک مساعى کنند.

لازم است طبقه جوان و فضلاى محترم از صاحبان نفوذ استدعا کنند که توجه بيشترى به وضع ايران تنها مرکز تشيع بفرمايند، و از بست و بند و زمزمه هاى ناموزونى که از طرف دستگاه جبار القا مى شود احتراز نمايند.

اينجانب با تمام مشکلات و تهديدات و تضييقات و اهانتها عازم هستم، به خواست خداوند متعال، از پا ننشينم تا حصول مقصد نهايى و جلوگيرى از تجاوز به حدود شرع مطاع يا تحصيل عذر در درگاه قادر متعال.

و رجاى واثق دارم که توفيق حاصل خواهد شد.

از انفاس قدسيه حضرات افاضل ايدهماللّه تعالى و سددهم تمناى دعا داريم براى پيشرفت مقاصد اسلامى در تحت قبه مطهره موالى عظام و ائمه انام صلواتاللّه و سلامه عليهم سيما(2) اميرالمؤمنين و امام المتقين - صلواتاللّه و سلامه عليه .

والسلام عليکم و رحمةاللّه.

روحاللّه الموسوى الخمينى 10 ذى الحجةالحرام 82

1- مرد بودن.

نامه

زمان:

7 خرداد 1342 / 4 محرم 1383

مکان:

قم

موضوع:

دعوت از آقاى خوانسارى براى امضاى اعلاميه مشترک عليه رژيم شاه

مخاطب:

خوانسارى، سيد احمد(1) مضمون نامه امام خمينى به آقاى خوانسارى ...

شما که در مرکز هستيد، خانه نشين شده ايد.

اصلا نه حرفى، نه اعلاميه اى.

هيچ کار نمى کنيد.

شما که در تهران هستيد، مردم را دعوت به قرآن، يعنى وحدت و يگانگى نمى کنيد.

فايده اش چيست? شما بايد مردم را دعوت به قيام کنيد.

شما بايد مردم را به اتحاد دعوت کنيد تا موقعى که مى خواهيم دستور قيام بدهيم آنها آماده باشند تا ريشه شاه و دولت را از ميان برداريم.

چرا علماى تهران در مقابل اين گرگهاى درنده سکوت اختيار کرده اند? چرا در مقابل اين لامذهبها که مى خواهند دينمان را از دستمان بگيرند، سکوت کرده ايد? چرا در مقابل شاه مملکت که مى خواهد روحانيت را از ميان بردارد قيام نمى کنيد? چرا در مقابل حکام سکوت مى کنيد? شما شنيده ايد که حضرت على خانه نشين شده بود، اما دستور اين بوده که 25 سال خانه نشين بشود.

و بالاخره پس از اين مدت، پدر مخالفين را در آورده است.

يعنى مردم ديدند حق با حضرت على است آن وقت در مقابل بى دينها قيام کرده اند.

حال ما چند سال صبر کرده ايم.

در زمان پدرش هر کارى کرد هيچ کس حرفى نزد.

گفته اند ببينيم آخرالامر چه مى شود.

تا آنطور مرد.

حالا پسرش دارد لطمه به دين مى زند.

بايد هر طورى است حساب او را تصفيه کنيم.

از امروز به بعد، سکوت فايده ندارد.

امروز ديگر روز سکوت نيست.

امروز روزى است که بايد در مقابل لامذهبها قيام کرد.

اگر دلتان مى خواهد مملکت اسلامى ما و دين و آيين ما از بين برود به من بگوييد(2) ...

1- به موجب گزارش مندرج در پرونده ساواک، در ادامه اين سند، مولوى (رئيس ساواک تهران) در گزارش محرمانه شماره 5322 / س ت مورخ 7/3/42 خطاب به پاکروان (رئيس کل ساواک و نيز مديريت کل اداره سوم ساواک) مى نويسد: برابر گزارش ساواک قم در 7/3/42 آقاى خمينى به کسى که حامل نامه و پيام وى به آقاى خوانسارى بوده است اظهار مى نمايد: به آقاى خوانسارى بگوييد من مى خواهم اعلاميه اى بنويسم.

شما هم بايستى در اين اعلاميه شريک باشيد.

يعنى بايد آن را امضا کنيد، زيرا اگر شما در اين اعلاميه شرکت نکنيد، مردم و بخصوص دولت تصور مى کند علما همه با هم مخالف هستند و از اين موضوع براى پيشرفت مقاصد خود سو استفاده خواهند کرد.

پس بايد فکر اساسى بکنيم و همه با هم دست اتفاق بدهيم تا حساب اين لامذهبها را برسيم، در غير اين صورت دين و ايمان ما در خطر است، و راهى را که شاه و دولت در پيش دارند لطمه بزرگ و جبرانناپذيرى را به دين اسلام خواهد زد، بنابراين بايد با اتحاد و اتفاق، جلوى اين خطر بزرگ را گرفته و عليه آنها قيام کنيد.

ضمنا اگر هيچ يک از علما در اين امر شرکت نمى کنند، به من بگوييد تا من بدانم در مورد مقابله با آنها چه بايستى بکنم.

2- آقاى خوانسارى سپس نامه اى به اين شرح به امام خمينى نوشت: حضرت آيت اللّه خمينى.

نامه شما واصل شد، بنده هم به سهم خودم از فرمايشات شما اطاعت خواهم کرد.

هر طورى که شما صلاح دانستيد من حرفى ندارم.

ولى موقع نوشتن اعلاميه مواظب باشيد زننده نباشد که دولت بدتر کند! با زبان ملايمت اعلاميه بنويسيد! قدرى نصيحت کنيد که اين عمل شما خلاف قرآن است.

صلاح مملکت در اين است که اين قانون جديد را اجرا نکنيد که مردم همگى ناراحت هستند.

صلاح شاه در اين است که اين قانونهايى را که مخالف قرآن است عملى نکند.

شاه بايستى علما را داشته باشد.

مملکت بدون روحانيت نمى شود.

اگر روحانيت نباشد کمونيست در مملکت ما که شيعه اثنى عشرى است زياد مى شود.

پس شاه و دولت تا مى توانند بايستى نظم را رعايت کنند و نگذارند مملکت ما به دست بيگانگان بيفتد که بر ما حکومت کنند.

اين روحانيون بوده و هستند که در مقابل کمونيستها سينه سپر مى کردند و

 

نامه

زمان:

دهه اول خرداد 1342 / دهه اول محرم 1383(1)

مکان:

قم

موضوع:

تشکر از سخنرانى افشاگرانه آقاى فلسفى در مسجد سيد عزيزاللّه تهران

مخاطب:

فلسفى، محمدتقى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

حضرت حجت الاسلام آقاى فلسفى دامت افاضاته لازم است از بيانات حساس جنابعالى در اين وقت اختناق عجيب تشکر کنم.

امروز روزى است که حضرات مبلغين محترم و خطباى معظم دين خود را به دين اثبات فرمايند.

امروز روزى است که يا بايد رضايت خداوند غفور را جلب نمايند، يا خداى ناخواسته به سخط ذات مقدسش مبتلا شوند.

امروز روزى است که نظر مبارک امام زمان صلواتاللّه عليه به حضرات مبلغين اسلام دوخته شده است، و ملاحظه مى فرمايند که آقايان به چه نحو خدمت خود را به شرع مقدس ابراز و دين خود را ادا مى فرمايند.

از قرار مسموع، اغلب گويندگان محترم با ما هماواز هستند.

اميد است خداوند تعالى آن شواذى(2) که از حبس، از زجر، از خوف بيم دارند بيدار فرمايد.

متمنى است مراتب احترام و سلام مرا به مبلغين ابلاغ فرماييد.

ضمنا چون براى تجديد ساختمان مدرسه فيضيه که قبلا با جنابعالى نيز صحبتى شده بود، حسابى در بانک صادرات شعبه قم باز شده است، و بناست که از روز تاسوعا و عاشورا نيز بانک سپرده را قبول کند، اگر صلاح ديديد تذکرى به مسلمين بدهيد.

والسلام عليکم و رحمةاللّه و برکاته .

روحاللّه الموسوى الخمينى

1- درکتاب صحيفه نور تاريخ نامه ، تير1342 درج شده است، ولى به استناد تصريح امام خمينى در متن نامه در مورد تاسوعا و عاشورا که مصادف با 12 و 13 خرداد 42 مى باشد.

تاريخ صدور نامه قبل از عاشورا و قبل از 13 خرداد بوده است.

 

 

بازجويى

زمان:

25 خرداد 1342 / 22 محرم 1383

مکان:

تهران، زندان قصر

موضوع:

عدم استقلال قضايى در ايران

مخاطب:

بازجويان زندان قصر(1) چون استقلال قضايى در ايران نيست و قضات محترم در تحت فشار هستند، نمى توانم به بازپرسى جواب دهم.(2) روحاللّه الموسوى 1- 15 خرداد 42 آغاز انقلاب اسلامى مردم ايران بود.

امام خمينى پس از نوزده روز حبس در زندان قصر به زندانى در پادگان نظامى عشرتآباد منتقل شد.

با دستگيرى رهبر نهضت و کشتار وحشيانه مردم در روز 15 خرداد 42، قيام ظاهرا سرکوب شد.

امام خمينى در حبس از پاسخ گفتن به سؤالات بازجويان، با شهامت و اعلام اينکه هيات حاکمه ايران و قوه قضاييه آن را غيرقانونى و فاقد صلاحيت مى داند، اجتناب ورزيد.

2- در اسناد مبارزاتى امام خمينى در ساواک، جلسه بازجويى از امام خمينى اينچنين صورتجلسه و گزارش شده است: صورتجلسه مورخه 25/3/42: در ساعت 1000 10 صبح روز شنبه 25/3/42 جهت بازجويى از آقاى روحاللّه الموسوى الخمينى فرزند مصطفى دارنده شناسنامه 2741 صادره از خمين، متولد سال 1379 قمرى در پادگان بيسيم حضور به هم رسانيده و پس از معرفى، در مورد سؤال از ايشان اقدام لازم معمول وليکن مشاراليه از دادن جواب خوددارى فرمودند.

کليه امضا کنندگان زير مراتب فوقالذکر را گواهى و تاييد مى نماييم.

نماينده ساواک نماينده ستاد

پيام

زمان:

4 آبان 1343 / 20 جمادى الثانى 1384

مکان:

قم

موضوع:

مخالفت با کاپيتولاسيون و دعوت مردم و علما به قيام

مخاطب:

علما و روحانيون و ديگر اقشار ملت مسلمان ايران

بسم اللّه الرحمن الرحيم

لن يجعلاللّه للکافرين على المؤمنين سبيلا(1) آيا ملت ايران مى داند در اين روزها در مجلس چه گذشت? مى داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنايتى واقع شد? مى داند مجلس، به پيشنهاد دولت، سند بردگى ملت ايران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ايران نمود? سند وحشى بودن ملت مسلمان را به امريکا داد? قلم سياه کشيد بر جميع مفاخر اسلامى و ملى ما? قلم سرخ کشيد بر تمام لاف و گزافهاى چندين ساله سران قوم? ايران را از عقب افتاده ترين ممالک دنيا پستتر کرد? اهانت به ارتش محترم ايران و صاحبمنصبان و درجه داران نمود? حيثيت دادگاههاى ايران را پايمال کرد? به ننگينترين تصويبنامه دولت سابق، با پيشنهاد دولت حاضر، بدون اطلاع ملت، با چند ساعت صحبتهاى سرى، راى مثبت داد? ملت ايران را در تحت اسارت امريکايى ها قرار داد? اکنون مستشاران نظامى و غيرنظامى امريکا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتى بکنند، هر خيانتى بکنند، پليس ايران حق بازداشت آنها را ندارد.

دادگاههاى ايران حق رسيدگى ندارند.

چرا? براى آنکه امريکا مملکت دلار است، و دولت ايران محتاج به دلار! به حسب اين راى ننگين، اگر يک مستشار امريکايى يا يک خادم مستشار امريکايى به يکى از مراجع تقليد ايران، به يکى از افراد محترم ملت، به يکى از صاحبمنصبان عاليرتبه ايران، هر جسارتى بکند، هر خيانتى بنمايد، پليس حق بازداشت او را ندارد، محاکم ايران حق رسيدگى ندارد.

ولى اگر به يک سگ آنها تعرضى بشود، پليس بايد دخالت کند، دادگاه بايد رسيدگى نمايد! امروز که دولتهاى مستعمره يکى پس از ديگرى با شهامت و شجاعت، خود را از تحت فشار استعمار خارج مى کنند و زنجيرهاى اسارت را پاره مى کنند، مجلس مترقى ايران با ادعاى سابقه تمدن 2500 ساله ، با لاف همرديف بودن با ممالک مترقيه ، به ننگينترين و موهنترين تصويبنامه غلط دولتهاى بى حيثيت راى مى دهد، و ملت شريف ايران را پستترين و عقبافتاده ترين ملل به عالم معرفى مى کند، و با سرافرازى هر چه تمامتر دولت از تصويبنامه غلط دفاع مى کند و مجلس راى مى دهد.از بعض منابع مطلع به من اطلاع دادند که اين طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزى، ترکيه ، آلمانغربى ، پيشنهاد کرده اند، و هيچکدام زير بار اين اسارت نرفته اند.

تنها دولت ايران است که اينقدر با حيثيت ملت و اسلاميت ما بازى مى کند و آن را به باد فنا مى دهد.

علما و روحانيون که مى گويند بايد قدرت سرنيزه در مقدرات کشور دخالت نکند، بايد وکلاى پارلمان مبعوث از ملت باشند، بايد دولتها ملى باشند، بايد اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمانها نظارت در آنها نکنند و آزادى را از ملت مسلمان سلب ننمايند، براى آن است که اين ننگها را بر ملت تحميل نکنند و ما را مواجه با اين مصيبتها ننمايند.

چرا وکلاى پارلمان، با آنکه به حسب قاعده انسانيت و مليت با همچو سند اسارتى صد در صد مخالف هستند، نفس نمى کشند، و جز دو سه نفر آنها، که معلوم است با اضطراب صحبت کرده اند، خاموش نشسته اند? براى آنکه اتکا به ملت ندارند، دست نشانده هستند، و قدرت مخالفت ندارند، آنها را با يک اشاره بيرون مى ريزند، به زندان مى اندازند.

آيا ملت ايران مى داند که افسران ارتش به جاى سوگند به قرآن مجيد، سوگند به کتاب آسمانى که به آن اعتقاد دارم ياد کرده اند? اين همان خطرى است که کرارا تذکر داده ام: خطر براى قرآن مجيد، براى اسلام عزيز، خطر براى مملکت اسلام، خطر براى استقلال کشور.

من نمى دانم دستگاه جبار از قرآن کريم چه بدى ديده است، از پناه به اسلام و قرآن چه ضررى برده است که اينقدر پافشارى براى محو اسم آن مى کند.

اگر پناه به قرآن و اسلام بياوريد، اجنبى به خود اجازه نمى دهد که از شما سند بردگى بگيرد، اجازه نمى دهد که مفاخر ملى و اسلامى شما پايمال شود.

جدابودن ملت از هيات حاکمه ، برخوردار نبودن آنها از پشتيبانى ملت، اين مصيبتها را پيش مى آورد.

اکنون من اعلام مى کنم که اين راى ننگين مجلسين مخالف اسلام و قرآن است، و قانونيت ندارد، مخالف راى ملت مسلمان است.

وکلاى مجلسين وکيل ملت نيستند، وکلاى سرنيزه هستند! راى آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هيچ ارزشى ندارد.

و اگر اجنبيها بخواهند از اين راى کثيف سو استفاده کنند، تکليف ملت تعيين خواهد شد.

دنيا بداند که هر گرفتارى اى که ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب است، از امريکاست.

ملل اسلام از اجانب عموما و از امريکا خصوصا متنفر است.

بدبختى دول اسلامى از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست.

اجانبند که مخازن پر قيمت زيرزمينى ما را به يغما برده و مى برند.

انگليس است که ساليان دراز طلاى سياه ما را با بهاى ناچيز برده و مى برد.

اجانبند که کشور عزيز ما را اشغال کرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله کرده و سربازان ما را از پا در آوردند.

ديروز ممالک اسلامى به چنگال انگليس و عمال آن مبتلا بودند، امروز به چنگال امريکا و عمال آن.

امريکاست که از اسرائيل و هواداران آن پشتيبانى مى کند.

امريکاست که به اسرائيل قدرت مى دهد که اعراب مسلم را آواره کند.

امريکاست که وکلا را، يا بيواسطه يا باواسطه ، بر ملت ايران تحميل مى کند.

امريکاست که اسلام و قرآن مجيد را به حال خود مضر مى داند، و مى خواهد آنها را از جلو خود بردارد.

امريکاست که روحانيون را خار راه استعمار مى داند، و بايد آنها را به حبس و زجر و اهانت بکشد.

امريکاست که به مجلس و دولت ايران فشار مى آورد که چنين تصويبنامه مفتضحى را که تمام مفاخر اسلامى و ملى ما را پايمال مى کند، تصويب و اجرا کنند.

امريکاست که با ملت اسلام معامله وحشيگرى و بدتر از آن مى نمايد.

بر ملت ايران است که اين زنجيرها را پاره کنند.

بر ارتش ايران است که اجازه ندهند چنين کارهاى ننگينى در ايران واقع شود.

از بالاترها، به هر وسيله هست، بخواهند اين سند استعمار را پاره کنند، اين دولت را ساقط کنند، وکلايى که به اين امر مفتضح راى دادند از مجلس بيرون کنند.

بر ملت است که از علماى خود بخواهند در اين امر ساکت ننشينند.

بر علماى اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند اين امر را نديده نگيرند.

بر فضلا و مدرسين حوزه هاى علميه است که از علماى اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند.

بر طلاب علوم است که از مدرسين بخواهند که غافل از اين امر نباشند.

بر ملت مسلمان است که از وعاظ و خطبا بخواهند که آنان را که آگاه از اين مصيبت بزرگ نيستند آگاه کنند.

بر خطبا و وعاظ است که با بيان محکم، بى هراس، بر اين امر ننگين اعتراض کنند و ملت را بيدار کنند.

بر اساتيد دانشگاه است که جوانان را از آنچه زير پرده است مطلع کنند.

بر جوانان دانشگاهى است که با حرارت با اين طرح مفتضح مخالفت کنند، با آرامش و با شعارهاى حساس، مخالفت دانشگاه را به ملتهاى دنيا برسانند.

بر دانشجويان ممالک خارجه است که در اين امر حياتى که آبروى مذهب و ملت را در خطر انداخته ، ساکت ننشينند.

بر پيشوايان دول اسلامى است که فرياد ما را به دنيا برسانند، و از مراکز پخش آزاد، ناله جانسوز اين ملت بدبخت را به جهان گوشزد کنند.

بر علما و خطباى ملل اسلامى است که با سيل اعتراض اين ننگ را از جبهه ملت معظم ايران، برادران اسلامى خود، بزدايند.

و بر جميع طبقات ملت است که از مناقشات جزئى موسمى خود صرفنظر کرده ، و در راه هدف مقدس استقلال و بيرون رفتن از قيد اسارت کوشش کنند.

بر رجال شريف سياسى است که ما را از مطالب زير پرده که در مجلس گفته شده آگاه نمايند.

بر احزاب سياسى است در اين امر مشترک با يکديگر توافق کنند.

هدف مراجع عظام و روحانيون در هر جا باشند، يکى است.

و آن پشتيبانى از ديانت مقدسه اسلام و قرآن مجيد و طرفدارى از مسلمين است.

اختلافى بين علماى اعلام و نگهبانان اسلام در اين هدف مقدس نيست.

اگر فرضا اختلاف اجتهاد و نظرى در امرى جزئى و ناچيز باشد، مثل ساير اختلافات در امور فرعى، مانع از وحدتنظر در امور اصولى نيست.

اگر سازمانهاى دولتى گمان کرده اند با سمپاشيها مى توانند ما را از هدف مقدس خود منحرف کنند و به دست جهال متعصب به قصد شوم خود برسند، خطا کرده اند.

اينجانب، که يک نفر از خدمتگزاران علماى اعلام و ملت اسلام هستم، در موقع خطير و براى مصالح بزرگ اسلامى حاضرم براى کوچکترين افراد تواضع و کوچکى کنم، تا چه رسد به علماى اعلام و مراجع عظام کثراللّه امثالهم.

لازم است جوانهاى متعصب و طلاب تازه کار از زبان و قلم خود جلوگيرى کنند، و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از امورى که موجب تشتت و تفرقه است خوددارى نمايند.

علماى اعلام براى خاتمه دادن به هرج و مرج و بى نظميها در فکر اصلاح عمومى هستند، اگر دولتها مجال فکر به ما بدهند، اگر گرفتاريهايى که از ناحيه هيات حاکمه پيش مى آيد و ناراحتيهاى روحى مجال تصفيه و اصلاح داخلى به ما بدهد.

اين نحو گرفتاريهاست که ما را از مسير خود، که مسير تصفيه حوزه ها و اصلاح همه جانبه است، باز مى دارد.

با احساس خطر براى اسلام و قرآن کريم، براى ملت و مليت مجال تفکر در امور ديگر باقى نمانده .

اهميت اين موضوعات به قدرى است که مشاغل خاص ما را تحتالشعاع قرار داده است.

آيا ملت مسلمان مى داند که در حال حاضر عده اى از علما و مبلغين و طلاب و بسيارى از مسلمين بيگناه در زندانها به سر مى برند، و برخلاف قوانين آنها را بدون رسيدگى مدتهاى مديدى زندانى کرده اند? و مرجعى نيست که به اين وضع هرج و مرج ارتجاعى قرون وسطايى خاتمه دهد.

اينها دنبال قتلعام 15 خرداد، 12 محرم، است که جراحت آن از قلب ملت پاک نخواهد شد.

هيات حاکمه به جاى اينکه براى اقتصاد ايران، براى جلوگيرى از ورشکستگيهاى بازرگانان محترم، براى نان و آب فقرا و مستمندان، براى زمستان سياه بى خانمانها، براى پيداکردن کار براى جوانان فارغالتحصيل و ساير طبقات بيچاره ، فکرى بکند، به کارهاى مخرب، مثل آنچه گفته شد و نظاير آن، دست مى زند، از قبيل استخدام زن براى دبيرستانهاى پسرانه و مرد براى دبيرستانهاى دخترانه ، که فساد آن بر همه روشناست و اصرار به آنکه زنها در دستگاههاى دولتى وارد شوند، که فساد و بيهوده بودنش بر همه واضح است.

امروز اقتصاد ايران به دست امريکا و اسرائيل است، و بازار ايران از دست ايرانى و مسلم خارج شده است، و غبار ورشکستگى و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است، و اصلاحات آقايان، بازار سياه براى امريکا و اسرائيل درست کرده است، و کسى نيست که به داد ملت فقير برسد.

من از فکر زمستان امسال رنج مى برم.

من شدت گرسنگى و خداى نخواسته هلاکت بسيارى از فقرا و مستمندان را پيشبينى مى کنم.

لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند.

لازم است از حالا براى زمستان آنها تهيه اى شود که فجايع سال سابق تکرار نشود.

لازم است علماى اعلام بلاد، مردم را دعوت به اين امر ضرورى بفرمايند.

از خداى متعال عظمت اسلام و مسلمين و رهايى دول اسلامى را از شر اجانب خذلهماللّه تعالى(2) - خواستار است.

والسلام على مناتبع الهدى.

روحاللّه الموسوى الخمينى

1- سوره نسا، آيه 141.

نامه سرگشاده

زمان:

26 فروردين 1346 / 4 محرم 1387(1)

مکان:

نجف

موضوع:شرح مفاسد و خيانتهاى شاه و دولت هويدا

بسم اللّه الرحمن الرحيم

مخاطب:

هويدا، اميرعباس، (نخستوزير) لا حول ولا قوة الا باللّه العلى العظيم جناب آقاى هويدا، لازم است نصايحى به شماها بکنم و بعضى از گفتنيها را تذکر دهم، چه مختار در پذيرش آن باشيد يا نه .

در اين مدت طولانى که به جرم مخالفت با مصونيت امريکاييها که اساس استقلال کشور را در هم شکست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسى در تبعيد بسر مى برم، مراقب مصيبتهايى که به ملت مظلوم بى پناه ايران وارد مى شود، بوده ام و از آنچه به اين ملت اصيل از ظلم دستگاه جبار مى گذرد کم و بيش مطلع شده و رنج برده ام.

موجب کمال تاسف است که نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقريبا از حدود تبليغات راديو و روزنامه هاى غير آزاد و بعضى نوشته هاى مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بيچارگى ملت افزوده مى شود و ورشکستگى بازار و بازرگانان محترم روزافزون است.

نتيجه اين همه هياهو و تبليغات سرتاپا گزاف، بازار سياه براى اجانب است و ملت را به حال فقر و عقبافتادگى به اسم ملت مترقى نگه داشتن است.

حکومت پليسى غير قانونى شما و اسلاف شما به خواست آنان که مى خواهند ملل شرق به حال عقبافتادگى باقى باشند، حکومت قرون وسطايى ، حکومت سرنيزه و زجر و حبس، حکومت اختناق و سلب آزادى، حکومت وحشت و قلدرى است.

با اسم مشروطيت، بدترين شکل حکومت استبداد و خودسرى و با نام اسلام، بزرگترين ضربه به پيکر قرآن کريم و احکام آسمانى است.

با اسم تعاليم عاليه اسلام، يکيک احکام اسلام را زير پا گذاشته و اگر آ خداى نخواسته فرصت يابيد، خواهيد گذاشت و با گزافه دعوى ترقى و تعالى، کشور را به حال عقبافتادگى نگه داشته ايد.

اينها حقايق تلخى است که بايد دنيا را مطلع کنم و انگشت روى بعضى بگذارم تا آنها که غافل هستند يا تغافل مى کنند، احساس وظيفه کنند و از رياکاريها و سالوس بازيهاى شماها گول نخورند.

جشنهاى غير ملى که به نفع شخصى در هر سال چندين مرتبه تشکيل مى شود و در هر مرتبه مصيبتهاى جانگداز براى اسلام و مسلمين و ملت فقير پا برهنه ايران به بار مى آورد، يکى از آنهاست.

با سرنيزه پليس از مردم بيچاره بى پناه ، خرجهاى گزاف آنها گرفته مى شود.

در يکى از جشنها که من نمى توانم اسم روى آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازى با احساسات ملت، گفته مى شود چهارهزار ميليون ريال خرج شده است که نصف آن از خزانه ملت و نصف ديگر بى واسطه از بازار و غيره با زور و ارعاب اخاذى شده .

خون دل فقرا خرج نامجويى و خودکامگى است و تا اين ملت در اين حال است و به وظيفه خود و حقوق خود آشنا نشده ، هر روز براى شماها عيد و شادى و براى ملت، بدبختى و نکبت است.

توام با اين جشنهاى ناميمون آنقدر هتک نواميس مسلمين و اسلام بوده است که قلم را عار است از ذکر آن.

شماها در کاخهاى مجللى که در هر چند سال تغيير مکان داده و با ميليونها تومان خرجهاى گزاف که تصورش براى ملت ممکن نيست، نشسته ايد و مخارج آن را از کيسه اين ملت بدبخت اخاذى نموده ايد و ناظر فقر و گرسنگى ملت، ورشکستگى بازار، بيکارى جوانان فارغالتحصيل هستيد، ناظر اختلال وضع فلاحت و زراعت، اختلال وضع بازار، تسلط اسرائيل بر شئون اقتصادى کشور، بلکه به طورى که گزارش داده اند دخالت اسرائيل در فرهنگ مى باشيد، ناظر فقدان ضروريات اوليه زندگى در غالب دهات نزديک به مرکز، چه رسد به دهکده هاى دور افتاده ، از قبيل آب آشاميدنى سالم، حمام، وسايل بهداشت هستيد، ناظر ترويج فساد اخلاق، سلب امانت و ديانت در اعماق دهکده هايى هستيد، ناظر تشکيل صندوق به اسم تعاون و اخاذى و غارتگرى مامورين از دهقان گول خورده و پشيمان هستيد، بالاخره ناظر حبسها و ارعاب تبعيدهاى غير قانونى هستيد و در خوشى و عياشى و بازيهاى خجلتآور غوطه خورده به قبرستانى که نامش ايران است فاتحه مى خوانيد.

چطور وجدان خودتان را راضى مى کنيد براى حکومت زودگذر اينقدر چاپلوسى از اجانب کرده ، ذخاير ملت را به رايگان و يا مقدارى ناچيز تسليم آنها نموده و ظلم و ستم به زيردستان يعنى ملت بدبخت مى کنيد? چرا راضى مى شويد حکومت خود و مملکت اسلام را عقب افتاده به دنيا معرفى نماييد? نقض قانون اساسى سند عقبافتادگى است.

رفراندم غير قانونى و در عين حال قلابى سند عقب ماندگى است.

آزاد نگذاشتن ملت را براى انتخاب وکيل، و نصب اشخاص معلومالحال را به دستور ديگران بى دخالت ملت دليل ضعف و عقبافتادگى است.

شماها مى دانيد اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگيرد، وضع شماها اين نحو نيست و بايد تا آخر کنار برويد.

و اگر ده روز آزادى به گويندگان و نويسندگان بدهيد، جرايم شما برملا خواهد شد، قدرت آزادى دادن نداريد و الخائن خائف.(2) سلب آزادى مطبوعات و ديکته کردن سازمان به اصطلاح امنيت، سند عقبافتادگى است.

هر چندى جشن گرفتن براى امورى که در کشورهاى ديگر اسمى از آن نيست با تحميل خرجهاى کمر شکن به ملت، سند ديگرى است.

تسليم به خواسته هاى دولت پوشالى اسرائيل و به خطر انداختن اقتصاد مملکت، سند ضعف و نوکرى است و سند خيانت به اسلام و مسلمين است.

اعطاى مصونيت به اجانب، سند بزرگ عقبافتادگى و بى حيثيتى و تسليم بى قيد و شرط است.

شما مى دانيد با تصويب اين طرح چه خيانتى به اين مملکت و به اسلام کرده ايد و چه ضربه اى به استقلال اين مملکت زده ايد? البته مخالف اين طرح، خائن و مستحق تبعيد است!! آقاى هويدا، نطقهاى اسفانگيزى که معالاسف طبع شده است، متضمن بعضى اعترافات است که به اساس استقلال کشور لطمه مى زند که اينجانب از تذکرش عار دارم.

چرا جلوگيرى از طبع و نشر اين کتابها نمى کنيد? عمدا با حيثيت اين کشور بازى مى کنيد يا نمى توانيد با اين مغزهاى معيوب ادراک کنيد? آيا علماى اسلام که حافظ استقلال و تماميت کشورهاى اسلامى هستند، گناهى جز نصيحت دارند? آيا حوزه هاى علمى ، غير از خدمت به اسلام و مسلمين و کشورهاى اسلامى گناهى دارند? اجانب اينها را سد راه نفوذ خود مى دانند و به انهدام و اضمحلال آنها کمر بسته و شماها مجرى احکام ديگران و محکوم دلار هستيد.

کوبيدن حوزه هاى علميه و حمله مسلحانه به مدرسه فيضيه و صحن مطهر قم، کشتار دسته جمعى 15 خرداد جز خدمت کورکورانه به صاحبان دلار چه اسمى دارد? فشار به مراجع اسلام و علماى اعلام و محصلين حوزه هاى علميه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتيجه داشت? آنها نمى خواهند قرآن کريم و احکام آن حاکم بر ملل اسلامى باشد تا ذخاير آنها را به يغما ببرند و کسى حرفى نزند و در عوض آنها را مصونيت دهد، آنها نمى خواهند ما در بين ملت آزاد باشيم و گويندگان ما آزاد باشند و شماها معالاسف مامور اجرا هستيد، مامور چشم و گوش بسته ، مامور بى چون و چرا.

حوزه هاى علميه ، سپاه دانش و اخلاق و درستى بوده و هست به معناى واقعى، نه گزافه و صرف تبليغ.

شماها اگر دانش دوست هستيد، چرا حمله وحشيانه به مراکز دانش مى کنيد? چرا مدرسه فيضيه و دانشگاه را به خاک و خون مى کشيد? چرا محصلين علوم دينيه را يک روز راحت نمى گذاريد? چرا با دانشجويان در خارج و داخل اين نحو معامله مى کنيد? آقاى هويدا، من وظيفه دارم شماها را نصيحت کنم.

شماها از اين ملت و در اين آب و خاک پرورش پيدا کرده و صاحب عناوين شده ايد.

اينقدر با حيثيت اين ملت بازى نکنيد به جاى اين همه گزافه و جنجال، خدمتى به اين سر و پا برهنه ها کنيد يا لااقل اينقدر با بهانه هاى مختلف آنها را رنج ندهيد.

از اين کسبه بى بضاعت اينقدر اخاذى نکنيد، اينقدر براى رضاى شهوات ديگران به علماى ملت و محصلين و دانشجويان فشار نياوريد، با اسرائيل دشمن اسلام و مسلمين، آواره کننده بيش از يک ميليون مسلم بى پناه ، پيمان برادرى نبنديد، عواطف مسلمين را جريحه دار نکنيد، دست اسرائيل و عمال خائن آن را به بازار مسلمين بيش از اين باز نکنيد، اقتصاد کشور را به خاطر اسرائيل و عمال آن به خطر نيندازيد، فرهنگ را فداى هوس آنها ننماييد، از خداى بزرگ بترسيد، دخترهاى جوان گولخورده را به سربازخانه ها نبريد، به نواميس مسلمين خيانت نکنيد.

آيا اين حقيقت تلخ را که قبلا انکار کرديد و گوينده آن را مستحق تعقيب دانستيد، حالا هم که عمل کرديد انکار مى کنيد? آيا فجايع جشن بيست و پنجمين سال را و بى فرهنگيها که در آن کرديد منکر هستيد? از قهر خدا بترسيد، از قهر ملت بهراسيد، با احکام خداى تعالى به نام دين مترقى بازى نکنيد، با اسم قرآن به احکام مسلمه آن لطمه نزنيد، با حوزه هاى دينيه به اسم سرباز وظيفه پوچ و بيفايده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت، اين نحو سلوک وحشيانه نکنيد.

و بالاخره علماى امت را وادار نکنيد که با شماها به طور ديگر سلوک کنند.

اينها شمه اى از فجايع شماهاست نسبت به دين و دنياى ملت و گفتنى زياد است، مى گويم، شايد شماها متنبه شويد و به خود آييد، شايد مراجع اسلام و علماى اعلام و خطباى محترم احساس وظيفه کنند، شايد طبقه جوان و روشنفکر و اصناف مختلفه ملت، بيدار شده احساس وظيفه کنند، شايد جوامع بشرى و مدعيان بشر دوستى احساس وظيفه کنند، شايد سازمان ملل و غير آن، بيش از اين به نفع کشورهاى بزرگ راضى نشوند ملل ضعيف پايمال شوند، شايد هيات حاکمه و دستگاه جبار تا دير نشده به خود آيند.ان ربک لبالمرصاد(3) واللّه من ورائهم محيط(4).

والسلام على من اتبع الهدى.

4 محرم الحرام 87

1 - در صحيفه نور (دوره 22 جلدى)، ج 1، ص 132 و نيز در کتاب نهضت امام خمينى، ج 2، ص 217، تاريخ نامه 27 فروردين 1346 درج شده است که به استناد تاريخ مندرج در دستخط ،تاريخ صحيح 26 فروردين است.

2- خيانتکار، ترسو است.

3- سوره فجر، آيه 14: همانا پروردگار تو در کمينگاه است.

عنوان:تحریم شرکت در حزب رستاخیز

تاریخ:21/12/1353

محل:نجف

موضوع:تحریم شرکت در حزب رستاخیز

مناسبت:

ملت مسلمان ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

نظر به مخالفت این حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ایران، شرکت در آن بر عموم ملت حرام و کمک به ظلم و استیصال مسلمین است؛ و مخالفت با آن از روشنترین موارد نهی از منکر است. و چون این نغمۀ تازه که به دستور کارشناسان یغماگر برای اغفال ملت از مسائل اساسی، از حلقوم شاه برخاسته تا کشور را بیش از پیش خفقانزده کند و راه را برای مسائلی که در نظر دارند باز نمایند، و قوۀ مقاومت را بکلی از ملت سلب نموده و نفس را در سینهها حبس سازند. لهذا لازم است ـ حَسَب وظیفه ـ تذکراتی بدهم؛ باشد که ملت اسلام تا فرصت از دست نرفته با مقاومت بیش از پیش و همه جانبه جلو این نقشههای خطرناک را بگیرند.

قبلاً باید گفت شاه در این پیشنهاد غیرمشروع، به شکست فاحش طرح استعماری ـ به اصطلاح ـ «انقلاب ششم بهمن» و برخوردار نبودن آن از پشتیبانی ملت اعتراف نموده است. کسی که بیش از ده سال است فریاد میزند که ملت ایران موافق با این «انقلاب» است و اسم آن را «انقلاب شاه و ملت» گذاشته، امروز مردم را به صفهای مختلف تقسیم کرده و میخواهد با زور سرنیزه برای خود موافق درست کند. اگر این ـ به اصطلاح ـ

«انقلاب» از شاه و ملت میباشد، دیگر چه احتیاجی به حزب تحمیلی است؟!

دربارۀ این حزب ـ به اصطلاح ـ «رستاخیز ملی ایران» باید گفت این عمل ـ با این شکل تحمیلی ـ مخالف قانون اساسی و موازین بینالمللی است و در هیچ یک از کشورهای عالم نظیر ندارد. ایران تنها کشوری است که حزبی به امر «ملوکانه» تأسیس کرده و ملت مجبور است وارد آن شود، و هر کس از این امر تخلف کند سرنوشت او یا حبس و شکنجه و تبعید و یا از حقوق اجتماعی محروم شدن است. مردم محروم این کشور مجبورند موافقت خود را با نظام شاهنشاهی اعلام کنند؛ نظام پوسیدهای که از نظر اسلام مردود و محکوم به فناست؛ نظامی که هر روز ضربۀ تازهای بر پیکر اسلام وارد میآورد، و اگر خدای نخواسته فرصت یابد اساس قرآن را برمیچیند؛ نظامی که هستی ملت را به باد فنا داده و تمام آزادیها را از او سلب کرده است؛ نظامی که طبقات جوان روشنفکر را در زندانها و تبعیدگاهها از هستی ساقط نموده و باز میخواهد با این حزب بازی اجباری، بر قربانیها و زندانیهای خود بیفزاید.

مردم مسلمان ایران مجبورند در برابر شاهی سر تسلیم فرود آورند که دستش تا مرفق به خون علمای اسلام و مردم مسلمان آغشته است. شاهی که میخواهد تا قطرۀ آخر نفت این کشور را بفروشد و پولش را ـ به عناوین مختلف ـ به سرمایهداران و چپاولگران تقدیم نماید و به آن افتخار کند.

استعمار امریکا از ذخایر هنگفت نفت خود استفاده نمیکند، و از دیگران میخرد که برای مصالح کشورش محفوظ باشد؛ ولی شاه ایران این طلای سیاه را میفروشد و خزانۀ ایران و ملت را تهی میکند، و درآمد آن را به جای اینکه صرف این ملت پابرهنه و گرسنه نماید، به اربابان استعمارگرش وام میدهد؛ و یا اسلحههای خانمانسوز و مخرب میخرد تا از منافع و مطامع استعمارگران در ایران و منطقه نگهبانی کند، و به خونریزی و سرکوبی جنبشهای ضد استعماری ادامه دهد.

او تا دیروز با اخذ وامهای کمرشکن از خارج، اقتصاد ایران را به ورشکستگی میکشانید و امروز با دادن وامها و خرید اسلحه، ملت را به افلاس کشانیده و از رشد باز

میدارد. معاملات اسارتبار و بخصوص معاملۀ 15 میلیارد دلاری اخیر با استعمار امریکا، ضربۀ نابودکنندۀ دیگری است که شاه به اقتصاد ایران وارد ساخته و چوب حراج تازهای است که بر ثروت و ذخایر ملت محروم ایران میزند.

ملت ایران مجبور است به کسی رأی موافق بدهد که وضع کشاورزی و دامپروری ایران را چنان به عقب رانده که اکنون باید گندم، برنج، گوشت، روغن و سایر ارزاق را با قیمتهای هنگفت وارد کند. شاه که در آغاز طرح ـ به اصطلاح ـ «انقلاب سفید» به دهقانان نوید میداد که در سایۀ اصلاحات ارضی، غلۀ مورد نیاز کشور در داخل تأمین میشود، اکنون به جای خجلتزدگی افتخار میکند که دو میلیون و نیم تن گندم و چهارصد هزار تن برنج در سال جاری وارد کرده است! در صورتی که مطلعین میدانند که یک استان ایران، مثل خراسان، قدرت تهیۀ گندم برای تمام کشور را داشت و این قدرت را «انقلاب سفید شاه» سلب کرد.

شاه بیش از ده سال است که فریاد از پیشرفت کشور میزند، در حالی که اکثریت ملت را در فقر و فاقه غوطهور ساخته. ظاهر تهران را آراسته و از دسترنج ملت برای عمال خود عمارات چند طبقه بنا میکند ولی در دهات و قصبات ـ که قسمت عمدۀ جمعیت ایران را تشکیل میدهند ـ از مواهب اولیۀ زندگی خبری نیست، و اکنون وعدۀ 25 ساله به مردم میدهد. ولی مردم آگاه ایران توجه دارند که این وعدههای او پوچ و عاری از حقیقت است. قدرت کشاورزی از کشور سلب گردیده، وضع کشاورزان و کارگران روز به روز وخیمتر شده و از صنعتی شدن مستقل و غیروابسته جز اسمی نیست و نخواهد بود مگر اینکه به خواست خدای قادر این رژیم پوسیده تغییر کند.

با تمام شدن ذخیرۀ نفت به دست این رژیم، آنچنان فقری به ملت روی میآورد که جز تن به اسارت دادن راهی ندارد. ملت شریف ایران، که نه زراعت دارد و نه صنعت، باید با فقر و فلاکت دست به گریبان باشد و یابه عملگی برای سرمایهداران تن در دهد.

شاه از مشروطه و قانون اساسی دم میزند، در صورتی که خود او در رأس مخالفین قانون اساسی و مشروطیت، اساس مشروطه را از بین برده است؛ که نمونۀ بارز آن مصاحبه

و جنجال اخیر است: اجبار ملت به ورود در حزب نقض قانون اساسی است؛ اجبار مردم به تظاهر در موافقت و پایکوبی و جنجال در امری که مخالف خواستۀ آنهاست نقض قانون اساسی است؛ سلب آزادی مطبوعات و دستگاههای تبلیغاتی و اجبار آنها به تبلیغ برخلاف مصالح کشور نقض قانون اساسی است؛ تجاوز به حقوق مردم و سلب آزادیهای فردی و اجتماعی نقض قانون اساسی است؛ انتخابات قلابی و تشکیل مجلس فرمایشی محو مشروطیت و نقض قانون اساسی است؛ ایجاد پایگاههای نظامی و مخابراتی و جاسوسی برای اجانب مخالفت با مشروطیت است؛ مسلط نمودن اجانب و عمال کثیف آنها از قبیل اسرائیل بر بهترین اراضی مملکت و کوتاه کردن دست ملت را از آن نقض قانون اساسی و خیانت به کشور است؛ اجازۀ سرمایهگذاری به اجانب و مسلط کردن آنها بر تمام شئون مملکت و غارت ذخایر نفتی به اسم «حاکمیت ملی» و کوتاه کردن دست ملت از فعالیتهای اقتصادی خیانت به ملت و نقض قانون اساسی است؛ مصونیت دادن به اجانبو عمال آنها مخالفت با مشروطه و قانون اساسی است؛ و اصولاً دخالت شاه (که به حسب نص قانون اساسی مقام غیر مسئولی است) در امور کشور و قوای مملکت بازگشت به دوران سیاه استبداد و نقض قانون اساسی است.

این شخص باز از انقلاب سفید دم میزند؛ انقلابی که موجب سیه بختی ملت شده و میباشد. انقلابی که جز فلج کردن قوای فعالۀ ملت اثری نداشت. انقلابی که پس از ده سال، خود «شاه» هم قلابی بودن آن را فاش کرد. انقلابی که میخواهد فرهنگ استعماری را تا دورترین قرا و قصبات کشانده، و جوانان کشور راآلوده کند. باید مخالف این ـ به اصطلاح ـ «انقلاب» به شکنجهگاه برود و از حقوق اجتماعی محروم شود. علمای اسلام و محصلین و رجال دین و طبقۀ دانشگاهی که با این نظام پوسیده و دستگاه ظلم و جور و با این انقلاب رسوا مخالفند، یا «بیوطن» هستند و باید به شکنجهگاه بروند و یا از حقوق اجتماعی محروم میباشند. طبقات بازرگان، زارع و کارگر که در این ده سال جز وعدههای پوچ ندیدهاند و از این پس باز وعدۀ بیشتری میشنوند و با این انقلاب سیاه لعنتی مخالفند، به همان سرنوشت دچار خواهند شد.

علمای اعلام و سایر طبقات بدانند که تشکیل این حزب، مقدمۀ بدبختیهای بسیاری است که اثراتش بتدریج ظاهر میشود. بر مراجع اسلام است که ورود در این حزب را تحریم کنند و نگذارند حقوق ملت مسلمان ایران پایمال شود. بر سایر طبقات خصوصاً خطبای محترم و محصلین و طبقۀ جوان دانشگاهی و طبقات کارگر و زارع و تجار و اصناف است که با مبارزات پیگیر و همهجانبه و مقاومت منفی خود، اساس این حزب را ویران کنند و مطمئن باشند که رژیم در حال فرو ریختن است و پیروزی با آنهاست. باید ملت از تبلیغات پوچ دستگاه اغفال نشود. اینها در عین حال که مخالفت خود را با اسلام و احکام آن روزافزون میکنند، برای اغفال سادهلوحان، در دستگاه تبلیغاتی مراسم خواندن دعای کمیل و سینهزنی و زنجیرزنی پخش میکنند، احکام قرآن کریم را نقض وخود آن را چاپ و منتشر میکنند.

اینجانب در این کنج غربت از وضع اسفبار ملت ایران رنج میبرم، و چقدر خوب بود که در این شرایط حساس در میان آنها بودم و در این مبارزات مقدس، جهت نجات اسلام و ایران، از نزدیک با آنان همکاری میکردم. از خداوند تعالی قطع ایادی اجانب و عمال آنان را خواهانم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

28 صفر 1395

روحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:تأسف از سرکوب مردم و امیدواری بهواسطۀ بیداری ملت

تاریخ:20/04/1354

محل:نجف

موضوع:تأسف از سرکوب مردم و امیدواری بهواسطۀ بیداری ملت

مناسبت:

ملت ایران

بسماللّه الرحمن الرحیم

1 شهر رجب 1395

خدمت عموم ملت شجاع و مظلوم ایران ـ ایدهماللّه تعالی

اخبار واصله از ایران، دنبال شکستمفتضحانۀ شاه در حزب[1]بازی جدید، با آنکه موجب کمال تأسف و تأثر است مایۀ امید و طلیعۀ درخشان آزادی است. تأسف از آنکه در عصری که ملتها یکی پس از دیگری از زیر یوغ استعمار خارج میشوند و استقلال و آزادی خود را به دست میآورند، ملت بزرگ مُسْلِم ایران با گماشته شدن یکی از مرتجعترین افراد و یکی از عمال بیچون و چرای استعمار و سایه افکندن وحشتناکترین استبداد وحشیانه بر سرتاسر کشور، از تمام شئون آزادی محروم و با جمیع مظاهر استبداد و ارتجاع دست به گریبان هستند. سازمان امنیت ایران به دستور شاه به صورت ادارۀ تفتیش عقاید قرون وسطایی درآمده و با مخالفان حزب تحمیلی شاه، که اکثریت قاطع ملت متدین است، با انواع تهدیدها و اهانتها و ضربها و شکنجههای وحشیانه رفتار میکنند. ملت ایران، از علمای دین تا دانشگاهی و از بازاری تا زارع و از کارگر تا اداری و کارمند جزء، باید معتقد به عقیدۀ شاه باشند؛ گر چه برخلاف اسلام و مصالح مسلمین و ملت باشد، گر چه استقلال ملت و آزادی همه را برباد دهد! و در صورت تخلف، سرنوشت آنها ضربها و حبسها و شکنجهها و محرومیتها از حقوق انسانی است و متخلفین «مرتجع سیاه» و «بیوطن سرخ»اند و باید سرکوب شوند. تأسف از سرکوب کردن ملت

مظلوم، و هجوم به دانشگاههای سراسر کشور. تأسف از واقعۀ جانسوز هفده خرداد (54) مدرسۀ فیضیه و دارالشفاء ـ که واقعۀ قتلعام 15 خرداد 42 را زنده کرد ـ و یورش بیرحمانه و مسلحانۀ عمال استعمار بر مدارس دینی که جز با علم و فقه اسلام و دفاع از قرآن کریم و احکام سازندۀ اسلام سر و کاری ندارند، و شکستن سر و دستها و در و پنجرهها و کوبیدن تا سرحد مرگ و پرتاب کردن جوانان بیپناه را از پشتبامها (به جرم اظهار عقیده برخلاف حزب شاهی و به جرم سوگواری برای مقتولین 15 خرداد) که به حَسَب نقل بعض مطبوعات خارجی، عدد مقتولین به 45 نفر و عدد مجروحین بسیار است که در بیمارستانها پذیرفته نشدهاند؛ و بیش از سیصد نفر در زندانها به سر میبرند که سرنوشت آنها معلوم نیست. این است وضع کشور مترقی! این است معیار دموکراسی شاه! این است حال مملکت آزادمردان و آزادزنان! تأسف از وضع مطبوعات ایران که مستقیماً زیر نظر سازمان[2]اداره میشوند، و هر چه دیکته کنند مینویسند و هر تهمتی خواستند به هر مقامی میزنند.

ولی با همۀ مصیبتها، بیداری ملت مایۀ امید است. مخالفت دانشگاههای سرتاسر ایران ـ به حَسَب اعتراف شاه ـ و مخالفت علمای اعلام و طبقۀ محصلین و طبقات مختلف ملت با همۀ فشارها و قلدریها، طلیعۀ به دست آوردن آزادی و رهایی از قید استعمار است. شرکت نکردن ملت غیور در حزب فرمایشی و انتخابات خائنانه، نمونۀ بیداری و پیروزی است.

اینجانب به ملت بزرگ عزیز ایران پس از تسلیت در این مصیبتهای دلخراش و تسلیت در اهانت به قرآن کریم و حریم اهل بیت طهارت ـ علیهم السلام ـ و تسلیت در واقعۀ 15 خرداد 42 و هفده خرداد 54، تبریک میگویم بر این روشنفکری و آزادمنشی! تبریک میگویم بر طلوع صبح آزادی و قطع ریشۀ استعمار و عمال خبیث آن! سلام من بر مقتولین و مصدومین 15 خرداد! سلام من بر مصدومین و مظلومین هفده خرداد! سلام

من بر طبقات اهل علم و خطبای محترم! سلام من بر جوانان غیرتمند دانشگاههای ایران! سلام من بر مؤمنین و مسلمین سراسر کشور که با عدم شرکت در حزب تحمیلی و انتخابات غیرقانونی مشت محکم بر دهان یاوهسرایان زدند و وفاداری خود را به اسلام و مسلمین ثابت کردند! سلام من بر زندانیانی که در راه هدف مقدس اسلام در زیر شکنجه به سر میبرند! سلام من بر جوانان و دانشجویان غیرتمند ایرانی خارج کشور که با کوشش ارزندۀ خود، به اسلام و برادران مُسْلِم خود خدمت میکنند و فجایع استعمار و عمال آن را برملا میکنند.

من در این لحظههای آخر عمر، نگرانیهای فراوان دارم. خوف از آن دارم که این شخص[3]، که با هر حیلهای متشبث شد مواجه با مخالفت ملت و طبقۀ جوان شد، بیش از این مبتلای به تشنج اعصاب شود و ملت مظلوم را بیش از این به خاک و خون کشد و با تهمت «مرتجع سیاه» و «بیوطن سرخ»، علمای اسلام و دانشمندان و روشنفکران را قتلعام کند. به خداوند متعال از شرّ عناصر خبیثه پناه میبرم و قطع ایادی اجانب را مسألت مینمایم. والسلام علیکم و رحمةاللّه.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ «حزب رستاخیز ملت ایران» که بهوسیله شاه تأسیس گردید.

2 ـ سازمان اطلاعات و امنیت کشور ساواک.

3 ـ محمدرضا پهلوی.

عنوان:نوید پیروزی

تاریخ:02/11/1356

محل:نجف

موضوع:نوید پیروزی

مناسبت:

ملت ایران

بسماللّه الرحمن الرحیم

سلام به روحانیت مترقی شیعه که با همپیوستگی زایدالوصف در مقابل سرنیزۀ عمال بیحیثیت اجانب ایستاده و از هیاهو و دست و پا زدنهای مذبوحانۀ آنها نهراسید. سلام به روحانیون و علمای اعلام مذهب از نجف اشرف تا سراسر ایران که با وحدت کلمه در مقابل ستمکاران و چپاولگران به جواب مثبت دست زدند. درود بر جوانان غیور حوزۀ علمیه بیدار قم و سایر حوزهها که با سرفرازی به نهضت روحانیت ادامه و رونق دادند. درود بر جوانان پرشور آگاه دانشگاههای ایران که با قیامهای هوشیارانۀ پیاپی، وفاداری خود را به اسلام بزرگ و کشور عزیز خود ثابت کردند.

سلام و درود بر ملت بزرگ هوشمند ایران که با همۀ اختناق و فشار، از اسلام عدلپرور و مظلومان و مقتولان در راه دیانت دفاع نمودند. رحمت خداوند بر مقتولین 15 خرداد (دوازده محرّم)، و 19 دی و (29 محرّم) امسال. محرّم چه ماه مصیبتزا و چه ماه سازنده و کوبندهای است، محرّم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سروَر اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکست ستمکار را به فدایی دادن و فداشدن دانست؛ و این خود سرلوحۀ تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر.

نهضت 12 محرّم (15 خرداد) در مقابل کاخ ظلم شاه و اجانب به پیروی از نهضت مقدس حسینی چنان سازنده و کوبنده بود که مردانی مجاهد و بیدار و فداکار تحویل جامعه داد که با تحرک و فداکاری روزگار را بر ستمکاران و خائنان سیاه نمودند، و ملت

بزرگ را چنان هوشیار و متحرک و پیوسته کرد که خواب را از چشم بیگانه و بیگانهپرستان ربود و حوزههای علمیه و دانشگاهها و بازارها را به صورت دژ مدافع از عدالتخواهی و از اسلام و مذهب مقدس در آورد. نهضت اخیر که پرتوی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نور افکنده، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بیخود کرده و او و دار و دستۀ چاقوکشش را به تلاش مذبوحانه واداشته، جنایات 29 محرّم امسال نقطۀ عطفی است به جنایات شاهانۀ 12 محرّم آن سال. شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد؛ پس از تمامیت حساب با رئیس جمهور امریکا با بهانۀ مختصری که مأمورین ایجاد کردند، مرکز تشیع و حوزۀ فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک فاطمۀ معصومه ـ سلاماللّه علیها ـ به مسلسل بست و جمعیت بیگناه فراوانی از جوانان حوزۀ علمیه و متدینین غیور شهر مذهبی قم را در خاک و خون کشیده به قتل رساند؛ و تا کنون آمار آنها در دست نیست، و مقتولین را از هفتاد تا سیصد، تا حال گفتهاند و عدد مجروحین را خدا میداند. و أسفآورتر (که ننگش بر جبین آنها خواهد ماند) آنکه کسانی که رفتهاند خون به مجروحین در بیمارستانها بدهند، توقیف کرده و مانع شدهاند از اعطای خون؛ و گفته میشود کسانی به این جهت جان دادهاند.

شاه میخواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده؛ و ملت نباید گمان کند[او]از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست؛ ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیل سرتاسری دامنهدار و اظهار تنفر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمیخواهد و از او و خاندانش بیزار است؛ و این رفراندم طبیعی سرتاسری در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانۀ جابرانه است. کارتر و دیگر غارتگران مخازن ملتهای مظلوم باید بدانند محمدرضا خان، خائن و یاغی است و ناچار از سلطنت مخلوع است؛ بر فرض قانونی بودن؛ چه رسد به سلطنت انتصابی از قِبَل اجانب که خودش اعتراف نموده. به ملت شریف ایران مژده میدهم که رژیم جائرانه شاه نفسهای آخرش را میکشد، و این قتل عامهای بیرحمانه نشانۀ وحشتزدگی و حرکات مذبوحانه است. مضحک و بسیار رسوا، این مانورهای وقیحانه و بچگانه است که پس از داغ باطله از طرف عموم ملت خوردن، به راه انداختهاند و مشتی

سازمانی و اراذل و اوباش از خودشان و جمعی ضعفا و بیچارگان را با زور سرنیزه از اطراف جمعآوری و در شهرها به فریاد و جنجال «جاوید شاه» وادار میکنند، و گمان میکنند جبران تعطیل عمومی بازارهاست و با این سیلیها میتوانند صورت سیاه خود را سرخ کنند. من به ملت ایران با این بیداری و هوشیاری و با این روحیۀ قوی و شجاعت بیمانند نوید پیروزی میدهم؛ پیروزی توأم با سربلندی و افتخار؛ پیروزی توأم با استقلال و آزادی؛ پیروزی توأم با قطع ایادی اجانب و چپاولگران؛ پیروزی با برچیده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سیاهروی پهلوی. ملتی که با هوشمندی و پیوستگی همۀ طبقات از روحانی تا دانشگاهی، از منبری تا بازاری، از دانشجوی داخلی تا خارجی، از کارگر تا دهقان، به پا خاسته و تب و تاب اسلام عدالتپرور دارد پیروز است. ملتی که با دادن بهترین جوانان برومند خود با سرافرازی به مخالفت و تنفر از دستگاه جبار ادامه میدهد پیروز است. ملتی که حتی بانوان محترمهاش با تظاهرات محجوبانه بیزاری خود را از رژیم شاه اعلام میکنند، پیروز است. ملتی که مادران و خواهران شیردلش افتخار به مرگ جوانان برومندش میکند که در صف شهدا هستند، پیروز است. ملتی که جوانان و دانشجویان داخل و خارج کشورش مجال تفکر را از شاه و اربابانش سلب کرده، پیروز است. ملتی که با همۀ تشبثات شاه و دار و دستهاش در امریکا با تظاهرات پرشور و رعدآسای جوانان رشیدش در مقابل کارتر و شاه، کاخ سفید را به لرزه در آورده و تنفر خود را نثار آنها کرده، پیروز است. ملتی که پشتیبانش اسلام و قرآن و نهضتش برای خدا و بسط عدالت و محو ستمکاری است، پیروز است. شما ای ملت شریف بزرگ پیروزید؛ با دیدن خسارات بسیار و دادن فداییان بیشمار.

روسیاه باد رژیمی که علمای عظیمالشأن اسلام را با رژیم منحط خود و انقلاب خونین رسوای خود موافق معرفی میکند. رسوا باد رژیمی که از وحشتزدگی میخواهد با افترای به فقهای مذهب، ملت را اغفال کند. ملت ایران که پیشرو آن روحانیت است با انقلاب قلابی که به امر اجانب سودجو انجام گرفت سرسختانه مخالف است. ملت ایران اصلاحات ادعایی را که به بدبختی ملت و بازارسازی برای اجانب و ورشکستگی

زراعت منتهی شد افساد و خرابکاری میداند. در کشوری که مردمش در این پنجاه سال حکومت جائرانه پهلوی روی آزادی ندیدهاند، دم زدن از آزادی زنها مسخره و اغفال است. رژیمی که در مأموریت برای وطنش از جانب اجانب، سرلوحۀ خدمتش محو اسلام و احکام آن است و با تغییر تاریخ پرافتخار اسلام به تاریخ ستمکاران و روسیاهان تاریخ میخواهد اسم اسلام را محو کند، دمزدن از اسلام و قرآن کریم جز فریب و مضحکه عنوانی ندارد.

باید این رژیم فاسدِ ارباب و نوکری بداند که وقت گذشته؛ و این تبلیغات تارعنکبوتی نمیتواند ملتی را که با کمال بیداری و هوشمندی بپاخاسته اغفال کند. خدای تعالی و اسلام عزیز پشتیبان ملت است.

من با کمال تواضع دست خود را به سوی ملت نجیب ایران دراز میکنم؛ از روحانیون عظیمالشأن تا خطبای ارجمند، از جوانان محترم حوزههای علمیه تا دانشجویان دانشگاهها، از بازاریان محترم تا کارگران و دهقانان و جناحها و طبقات محترم داخل و خارج کشور ـ ایدهماللّه تعالی ـ و از همه صمیمانه و با عرض تشکر خواستارم که پیوستگی و وحدت کلمۀ خود را حفظ و از مناقشات تفرقهانداز احتراز نمایند، و با صدای واحد و ندای همگانی در راه استقلال کشور و قطع ایادی اجانب و عمال وابستۀ آنها کوشش کنند، و با اتکا به خدای متعال و احکام عدالتپرور اسلام همدست و همداستان شوند، و به آنها که از چهارچوب قانون اساسی دم میزنند تذکر اکید دهند که با این کلمه صحه به رژیم سلطنتی فاسد موجود نگذارند که تا این دودمان فاسد بر مقدرات کشور حکومت میکنند، ملت ایران نه از اسلام بهرهمند میشوند و نه از آزادی و استقلال کشور خبری است و نه مردم روی سعادت میبینند.

از خداوند متعال عظمت اسلام را که کفیل وحید عدالت و استقلال و مدافع حقیقی مظلومان است، خواستار و ملت ایران خصوصاً جوانان متدین برومندش را به خدای متعال میسپارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه.

12 شهر صفر 98ـروحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:هدف، واژگونی رژیم طاغوت و برپاداشتن اسلام

تاریخ:20/03/1357

محل:نجف

موضوع:هدف، واژگونی رژیم طاغوت و برپاداشتن اسلام

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

باز هم برای چندمین بار باید در سوگ چهلم مقتولین قم و دیگر شهرها بنشینیم. باز هم باید با مادران و زنانی که عزیزان خود را از دست دادهاند و با تظاهرات شجاعانۀ خود رژیم شاه را محکوم کردهاند در عزا باشیم. باز هم باید شاهد کشتار و ضرب و جرح دانشجویان و طلاب عزیز و خراب کردن مدرسههای علمیه و دانشگاهها و بیرون کردن آنها از مدارس و کوی دانشگاه باشیم. باز هم دست جنایتکار شاه از آستین مشتی مأمور ناآگاه بیرون آمد و ملت مسْلم ایران و خصوص دلیران اسلامدوست قم را در عزای عزیزانشان که مردانه در راه اسلام و سرنگونی رژیم ستمکار پهلوی قیام کردند نشاند.

ما سوگمندانه و مفتخرانه عزیزانی را در راه هدف که واژگونی رژیم طاغوتی و برپاداشتن پرچم پرافتخار اسلام است، فدا کردیم؛ و این درست راه اسلام و برنامۀ مسلمین راستین در صدر اسلام بوده و در طول تاریخ خواهد بود و:لَکُمْ فی رَسُولِاللّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.[1]پیغمبر بزرگ اسلام همه چیزش را فدای اسلام کرد تا پرچم توحید را به اهتزاز در آورد؛ و ما به حکم پیروی از آن بزرگوار باید همه چیزمان را فدا کنیم تا پرچم توحید برقرار ماند.

اکنون شاه در لب پرتگاه واقع است. از یک طرف مواجه است با قدرت لایزال ملت شجاع ایران که با تمام وجود برای آزادی خود قیام کرده و تا برچیده شدن بساط ستمکاری او نخواهد نشست، و از طرفی با انعکاس جنایات و جرایمش در وسایل

تبلیغاتی دنیا که خوف آن دارد اربابان از او روبرگردانند، و از طرفی مواجه است با پوسیدگی و فروریختگی در متن رژیم و رسوایی انقلاب امریکایی شاه و افتضاح حزب فرمایشی، و از طرفی با نارضایتی افراد شرافتمند لشکری و کشوری که از کشتارها و وابستگیها به جان آمدهاند.

در این امواج متلاطم حیرتمندانه به تلاش و فریبهای تازهای دست زده است؛ گاهی میخواهد خود را از جنایاتی که در طول سلطنت غیر قانونیاش انجام داده بیخبر جلوه دهد و تمام آنچه بر ملت و کشور گذشته است به گردن دیگران اندازد، و عمال او از راه مطبوعات و دستگاههای تبلیغاتی برای تحقق آن سخت در تکاپو هستند؛ تغییر مهرههای اخیر از این قماش است، غافل از اینکه با تغییر ابزار جنایت که جز آلتی در دست جانی اصلی نیستند، ملت هوشمند ایران اغفال نخواهد شد و مجرم اصلی را از یاد نخواهد برد و این مهرهبازیها را نخواهد پذیرفت.

و گاهی با اسلحۀ کهنۀ افترا و فریب، مخالفین خود را اشخاصی معرفی میکند که میخواهند ایران را تجزیه کنند یا تحت نفوذ اجانب قرار دهند. همه آگاهند که مخالفان او تمام اقشار وطنخواهند؛ از مراجع معظم و علمای اعلام و خطبای محترم و آگاه و رجال سیاسی پاکدامن تا طلاب و دانشجویان جان برکف حوزهها و دانشگاههای سراسر ایران، و از دهقان گول خورده و کارگر وعدۀ دروغ شنیده، تا بازاری متعهد و مسئول در سراسر کشور، کدام یک از اینان تجزیهطلب یا با نفوذ اجانب موافقند؟ این شخص شاه است که اجانب بویژه امریکا را مسلط بر تمام شئون کشور کرده و مخازن آن را بیدریغ تقدیم آنان نموده و به آنها مصونیت داده و آنان را، حتی بر ارتش حکمفرما کرده است و ایران را مصرف کنندهای خاضع در برابر امریکا نموده است.

گاهی ملت را از خطر کمونیستها میترساند که اگر او برود مملکت به دست آنان میافتد؛ و شاید بعضیها که از واقعیتها اطلاع ندارند اغفال شوند. کمونیسم در ایران با دست امریکا، چنانچه حزب توده به دست انگلیس ایجاد شد. به گفتار مطلعین، داغترین کمونیستها در منطقه مهرههای امریکایی هستند برای خنثی کردن قیامهای رهایی بخش

ملی و مذهبی ملتهای اسیر به دست سرمایهداری و کمونیزم که نمونۀ بارزش را در سالهای اخیر دیدیم.

راه رهایی هر ملتی از چنگال استعمار، مذهب است که ریشه در عمق جان آن ملت دارد. و گاه با شایعهسازی آشتی با بعض جناحهای روحانی برای تفرقهافکنی در خود این جناح عظیم و بین آن و سایر وطنخواهان مسلمان، که نتیجهاش جز سلامت جنایتکار اصلی و بر باد رفتن زحمات جانفرسای ملت و به هدر رفتن خون کشتگان از مسجد گوهرشاد و 15 خرداد تا به امروز نخواهد بود، غافل از آنکه هیچ روحانی و مذهبیای با دستگاه ضداسلامی آشتی نخواهد کرد؛ که آن پشت به قرآن کریم و اسلام عزیز است و نتواندکرد؛کهآن پشت برملت غیوروآگاهاستکه حاصلآن سقوط مرگبارسازشگراست.

اکنون ملت که همه چیزش به دست این رژیم به باد رفته، مراقب است تا چه کسی و چه جناحی از این مهره بازی شاه فریب بخورد، یا با حاضر شدن[در]مذاکرات صلحجویانه و گرفتن بعض امتیازات توهّمی، خود را به دستگاه قدرت متصل کند، در صورتی که این دستگاه رو به کهنگی و ویرانی آورده و از بنیان با موریانۀ داخلی مواجه و فروریختن آن حتمی است. و از خدعهها و فریبکاریها که از کارشناسان خارجی و چه بسا داخلی سرچشمه گرفته، نغمۀ اعطای آزادی است به همۀ ابعاد، مگر در خیانت به کشور. کشتار چند ماهۀ اخیر، حبس و شکنجه، تبعید و اختناق از جملۀ آزادیها و عطیههای ملوکانه است. اکنون که ملت بزرگ ایران آگاهانه بپاخاسته است و هر چند گاه حوزهها، دانشگاهها، مدارس، جماعتها، بازارها و شهرها در اعتراض به شاه تعطیل میگردد، و ملت عزیز پشتیبانی خود را از اسلام و قرآن کریم اعلام و برای استقلال و آزادی کشته میدهد، لازم است سران قوم نقشههای فریبندۀ شاه را که چیزی جز هدم احکام اسلام و کشور نیست نقش بر آب کنند، و با بیداری و آگاهی تا برانداختن این رژیم به مبارزه ادامه دهند، و در حفظ وحدت کلمه و جهت، نگذارند مبارزات حقطلبانه رو به سستی گراید.

از خداوند تعالی استقلال کشور و آزادی ملت را خواستار و کوتاهی دست اجانب و ستمکاران را امیدوارم.4رجب98ـروحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ سوره احزاب، آیۀ 21: «برای شما رسول خدا مقتدای پسندیدهای است».

عنوان:اعلام مهاجرت از عراق

تاریخ:14/07/1357

محل:نجف

موضوع:اعلام مهاجرت از عراق

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

3 ذیالقعدةالحرام 98

سلام و تحیت بر برادران غیور ایرانی که برای رهایی از حکومت طاغوت و خاتمه دادن به چپاول غارتگران بینالمللی و نفتخواران بپاخاستهاند. درود بر مسلمانان بیداری که از حملههای پیدرپی دژخیمان شاه، هراس به خود راه نداده و راه اسلام و شهدای مجاهد حق را در پیش گرفته و اساس ستمگران را متزلزل نموده و با تظاهرات مردانۀ خود پشت استعمارگران مفتخوار را به لرزه درآوردهاند.

اکنون که من ـ به ناچار ـ باید ترک جوار مولا امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ را نمایم و در کشورهای اسلامی، دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم ـ که مورد هجوم همه جانبۀ اجانب و وابستگان به آنان هستید ـ باز نمیبینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه ممانعت نمودند، به سوی فرانسه پرواز میکنم. پیش من مکان معینی مطرح نیست؛ عمل به تکلیف الهی مطرح است، مصالح عالیۀ اسلام و مسلمین مطرح است. ما و شما امروز که نهضت اسلامی به مرتبۀ بسیار حساس رسیده است مسئول هستیم؛ اسلام از ما انتظار دارد. چشم جهانیان امروز به سوی شما ملت غیور دوخته شده. دولتهای استفادهطلب به مطالعۀ روحیه و مقدار پشتکار ملت ما پرداختهاند. شما مردان و زنان تاریخ باید پایداری در راه کوبیدن ستمکاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسلهای آینده ثابت کنید.

من در حال گرفتاریها و اشتغالات اخیر، اخبار ایران و قیامهای پیدرپی نقاط مختلفه را مثل کرمانشاه و بعض مناطق کردستان و قتلهایی که به دست دژخیمان شاه واقع شده

میشنیدم، و هم متأثر و متأسف بوده و هستم و هم امیدوار و سربلند؛ امیدوار به شجاعت ملت بزرگ، و سربلند از فداکاری آنان در راه اسلام و مستضعفین. سربلند باد ملتی که با فداکاری خود قدم در راه پیروزی حق برداشت و سدهای مانع از آن را یکی پس از دیگری شکست! پیروز باد رادمردانی که با خون خود عزت برباد رفته را باز گرفت و عظمت پایمال شده به دست سلاطین ستمگر را باز یافت! من وقتی مطالعۀ روحیۀ مردان و زنانِ جوانْ از دست داده را میکنم که شجاعانه در مقابل مصایب ایستادگی کرده و میکنند، برای خود احساس شرمندگی میکنم. من میبایست با مصیبتهای شما قدم به قدم همراه و آنچه شما دیدهاید دیده باشم؛ معالأسف نتوانستم در بین شما باشم و آنچه شما لمس کردید بکنم لکن از این راه دور، چشمم به شما روشن و قلبم برای امت اسلامی میتپد. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و کوتاه شدن دست اجانب و وابستگان آنان را مسئلت مینمایم.

روحاللّه الموسوی الخمینی


عنوان:ادامۀ مبارزه تا استقرار حکومت اسلامی

تاریخ:09/02/1357

محل:نجف

موضوع:ادامۀ مبارزه تا استقرار حکومت اسلامی

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

21ج198

سلام و تحیت بر مؤمنین محترم یزد و سایر شهرهایی که با خون خود بزرگداشت اربعین خونین تبریز را گرامی داشتند. معالأسف ما باید در اربعینی بعد از اربعین بلکه در اربعینات پنجاه سالۀ دورۀ سیاه و عزای این ملت بزرگ، در حوادثی که در این پنجاه سال از اختناق و قتل و حبس و تبعید و بالاتر از آن از ورشکستگی اخلاقی و فرهنگی به دست این دودمان نشاندار، که در عقب نگهداشتن و به فسادگرایاندن و به فحشا کشاندن نسل جوان ما نقش بزرگی داشتند و اَلحق مأموریت را خوب انجام دادند، در سوگ بنشینیم و در هدر دادن مخازن زیرزمینی و از آن مهمتر مخازن روی زمینی که نسل جوان است در عزا باشیم. در کودتای انگلیس به دست رضا خان و امریکا به دست محمد رضاخان، در سوگ باشیم.

در منطق شاه و مزدوران وابستهاش، اهالی محترم تبریز که یکپارچه بپا خاستند و با فریاد «مرگ بر شاه» زمین را لرزاندند، تعدادی از بیگانگان بودند که از خارج مرز به طور قاچاق وارد شده بودند! و شما اهالی محترم یزد که دلاورانه قیام نمودید و با تعطیل عمومی و شعار متدوال «مرگ بر شاه»، عامل امریکا را دیوانهتر کردید، معدودی هستید

که از آن طرف مرز به صورت غیرقانونی وارد یزد شدید! اهالی ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب که یکپارچه از شاه متنفرند ایرانی نیستند! اینان همگی به صورت قاچاق وارد ایران شدهاند!! در این منطق، ایرانی خلاصه میشود در شاه و دار و دستهاش و از مستشاران و کارمندان امریکایی و انگلیسی و روسی و صهیونیستی؛ غارتگران بینالمللی که اقتصاد ایران را قبضه کردهاند.

ما که با این منطقها روبهرو هستیم به خواست خداوند تعالی تا برچیده شدن بساط ارتجاعی شاهنشاهی و برپا کردن حکومت عدالتگستراسلامی دست از مبارزه برنمیداریم تا حکومت دموکراسی به معنی واقعی جایگزین دیکتاتوریها و خونریزیها شود. اکنون برای نیل به این مقصد عالی انسانی و اسلامی بر همۀ طبقات است که یکدل و یکجهت به پا خیزند و با درک شرایط زمانی و مکانی شعار دهند، و از خواستهایی که در نهایت اثبات نظام شاهنشاهی و زیر پاگذاشتن خونهای به ناحق ریخته شدۀ مردم این مرز و بوم است احتراز کنند، و نقطۀ اصلی همۀ جنایات را که شخص شاه است نشان دهند، و گرفتاریهای ملت را در این حکومت ارتجاعی گوشزد جهانیان کنند. سران قوم باید ملت را در مسیری که یافته است و دشمن را شناخته به قیام دست زده است، هدایت و پشتیبانی کنند، و در این موقع بسیار حساس ملت را از مسیر انتخابیاش با کجرویها منحرف نکنند.

امروز ملت شجاع با یافتن راه خود به پا خاسته، و به بهانۀ بهانهجویان خاتمه داده، راه عذرها منقطع شده و در پیشگاه ملت پذیرفته نیست، و در پیشگاه مقدس حق تعالی هیچگاه پذیرفته نبوده است. آیا کسانی که عذر تراشی میکنند و مُهر سکوت را نمیشکنند و گاهی به سکوت توصیه میکنند، میدانند چه تحولاتی در شرف تکوین است؟ روزنامۀ اطلاعات شمارۀ 15575 را دیدهاند که نوشته است در عریضۀ سپاس زرتشتیان در جواب شاه آمده است که: «جامعۀ زرتشتی سراسر جهان نسبت به شاهنشاه آریامهر سپاسگزاری و حقشناسی عمیق در خود احساس میکنند، زیرا از زمانی که پارسیان از ایران مهاجرت کردند، هیچ کس دیگر تا این حد در احیا و حفظ تاریخ،

مذهب و فرهنگ زرتشتیان از آنان حمایت نکرده است». توجه کردهاند که تغییر تاریخ اسلام به تاریخ گبرها برای احیای زرتشتیگری واحیای مذهب و آتشکدۀ آنها به رغم اسلام و برای سرکوبی آن است؟ آیا مطلع هستند که در یک مصاحبهای در خارج گفته است: «مذهب در حکومت من نقشی ندارد». اکنون با اختناق همه جانبه و سلب آزادی به تمام ابعاد و فشارهای توانفرسا، ایران بیدار در آستانۀ یک انفجار عظیم است و به سرعت جلو میرود.

دستگاه جبار با اعصاب خرد شده و با ادامۀ قتل و چپاول در بلاد مختلف، مثل جهرم و اهواز، و با دست زدن به خرابکاری و انفجار منازل آزادیخواهان و دزدی و ضرب و جرح علنی افراد مبارز، و حملۀ سبعانه به جوانان مسلمان در کوهها توسط «گروه انتقام»[1]ساختۀ شاه و بستن مالیاتهای کمرشکن به کسبۀ متعهد به انتقام شرکت در اعتصاب همگانی، اجازۀ تنفس را هم از ایرانیان سلب کرده است.

کسانی که از حال این ملت رنجدیده در این پنجاه سال آگاهند و به سرنوشت ایران علاقه دارند، از جمیع طبقات، از کارگر تا دهقان، از دانشجویان قدیم تا دانشگاهیها، از لشکری تا کشوری باید بدانند به دست آوردن آزادی در برکنار شدن شاه و دودمان او است که دشمن سرسخت ملت و نقطۀ اصلی بدبختی است؛ و تصور آنکه بدون کنار رفتن و انتقام از او آرامش ملتی که همه چیزش به دست او به باد رفته است به او برگردد، خیالی است باطل.

از خداوند متعال وحدت کلمۀ مسلمین و خصوص ملت سربلند ایران را خواستار و قطع ایادی اجانب و عمال آنها را امیدوارم. والسلام علی من اتبع الهدی.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ گروهی ساختۀ ساواک که با بمبگذاری در منازل افراد مبارز، و گاه ضرب و شتم آنها قصد توقف نهضت اسلامی را داشت.

عنوان:ضرورت تسریع در معرفی اعضای پیشنهادی شورای انقلاب با هماهنگی آقای مطهری

تاریخ:14/08/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:ضرورت تسریع در معرفی اعضای پیشنهادی شورای انقلاب با هماهنگی آقای مطهری

مناسبت:

حسینیبهشتی، سید محمد

بسمه تعالی

4ذیالحجه1398

پس از اهدای سلام و تحیت، وقت دارد سپری میشود و من خوف آن دارم که با عدم معرفی اشخاص،[1]مفسده پیش آید. بنا بود به مجرد آمدن ایشان (م.ط)[2]با اشخاص مورد نظر یکی یکی و جمعی ملاقات کنید و نتیجه را فوراً به اینجانب اعلام کنید. و نیز مرقومی که معرف باشد با خط و امضای عدد معلوم بفرستید. من در انتظار هستم و باید عجله شود، و نیز استفسار از بعضی آنها برای مسافرت به خارج. در هر صورت همۀ موضوعات که به شما و ایشان تذکر داده شد، لازم است با عجله انجام گیرد و اگر اشخاص دیگری نیز پیدا شد ملحق شود. والسلام.

1 ـ امام خمینی چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فرمان تشکیل شورای انقلاب را صادر کردند که نامۀ فوق در همین رابطه است. به دلیل شرایط اختناق و سرکوب در ایران، تشکیل این شورا و اعضا و جلسات آن به صورت مخفی بود، اشارات و رموز نامه نیز حاکی از آن است.

2 ـ منظور، آقای مرتضی مطهری است.

عنوان:ویژگیهای اعضای شورای انقلاب اسلامی

تاریخ:01/09/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:ویژگیهای اعضای شورای انقلاب اسلامی

مناسبت:

نوری همدانی، حسین

بسمه تعالی

محرّمالحرام 99

پس از اهدای سلام و تحیت، ما احتیاج به رجالی متدین و قابل اعتماد داریم که در عضویت شورایی ـ پس از سقوط رژیم ـ شرکت کنند و دارای شرایطی باشند علاوه بر تدین و علاقه به اسلام:

1 ـ نداشتن افکار مکاتب انحرافی بلکه عدم تمایل به آن مکاتب؛ فقط افکار اسلامی داشته باشند.

2 ـ لیاقت ادارۀ یک وزارتخانه داشته باشند؛ یعنی مطلع و مدیر باشند.

3 ـ معروف به ملیت و خوشنام باشند.

4 ـ در دولتهای فاسد و مجلسیْن معروف به فساد، عضویت نداشته باشند.

5 ـ از سرمایهداران و معروف به سرمایهداری نباشند.

6 ـ از طبقۀ روحانیون نباشند.

با اسرع اوقات در مجمعی از رفقای با اطلاعِ روشن، در قم مطلب را طرح و بی درنگ کوشش کنید در پیدا کردن چنین اشخاصی؛ حداقل ده نفر را تعیین ـ ولو به کمک از مطلعین بلاد دیگر ـ و به اینجانب معرفی نمایید؛ با تصدیقِ واجدیت شرایط و امضای آن. این مطلب به تهران هم تذکر داده شده است. والسلام علیکم.

 

عنوان:تذکر به مردم و سران ارتش

تاریخ:14/08/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:تذکر به مردم و سران ارتش

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

درود به ملت شریف و شجاع ایران ـ ایدهماللّه تعالی

من نمیدانم از کدام مصیبتهای ملت و از کدام جنایتهای شاه بنویسم؛ قلم من عاجز است. آیا جنایاتی را که در دانشگاه به دست دژخیمان شاه واقع شد، متذکر شوم یا از کشتارهایی که در سراسر ایران به امر این جنایتکار حرفهای صورت گرفت؟ من قدرت ندارم جنایات سراسر ایران را که برادران و خواهران ما را به خاک و خون کشیده بشمارم. هر روز اخبار واصله، ما را به جنایات بزرگ تازهای آگاه میگرداند، هر روز فرزندان اسلام به مصیبتهای تازهای مبتلا هستند.

کار شاه و حکومت او به رسوایی کشیده است و در پناه کولیها و اشرار جیرهخوار میخواهد خود را حفظ کند، و در عین حال از فریبکاری دست نکشیده و میخواهد با تشکیل حکومت به اصطلاح ملی و با تزهای مبتذل و تبلیغات بیاساس و بیهوده ملت را اغفال کند، و بعضی از شاهدوستان طرفدار امریکا را برانگیخته که از طرفی مردم را از برکنار رفتن شاه بترسانند که با وضع جغرافیایی ایران اگر شاه برود مملکت میرود، و از طرفی برای نجات شاه به دورهگردی بپردازند و اشخاصی را از روحانی و سیاسی با خود همراه کنند؛ غافل از آنکه مردم چنان آشنا به مسائل سیاسی شدهاند که این حرکات مذبوحانه را به چیزی حساب نمیکنند.

ملت ایران شاه را میشناسد که اوست اساس تمام خرابیها و خیانتها؛ اوست که ابرقدرتها را بر شئون سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی کشور مسلط نموده، و با

مهلت دادن به او کشور از دست میرود. این طرحهای خائنانه مملکت را به نیستی تهدید میکند؛ این طرحها از حلقوم طرفداران امریکاست. ملت غیور ایران به پا خاسته تا کشور را از پرتگاه نیستی نجات دهد و دست غارتگران را کوتاه کند، و طرحهای خائنانه را بر هم زند. ملتی که در عزای عزیزان خویش به سوگ نشسته و تمام جنایات را از شاه میداند، طرح سازش با شاه را چگونه میپذیرد؟ این از خدا بیخبران و خائنان به ملت و اسلام میخواهند شاه را در مسند سلطنت نگه داشته و سپس به قدرت شیطانی رسانند تا خشک و تر را به آتش انتقام بسوزاند. اکنون که ملت ایران بر سر دوراهی مرگ و حیات، و آزادی و اسارت، و استقلال و استعمار، و عدالت اقتصادی و استثمار واقع است، و در پیشگاه خداوند تعالی و نسل آتیه مسئول است، باید تا رسیدن به هدف، نهضت را هر چه شورانگیزتر ادامه دهد، و طمع کسانی را که با توطئههای شیطانی میخواهند خون جوانان ما را به هدر دهند قطع کند، و به این مصلحتاندیشیهای مأمورین شاه و امریکا با مشت گره کرده جواب دهد، و به تذکرات زیر توجه نماید:

1 ـ هدف اسلامی ما برچیده شدن رژیم سلطنتی و سرنگونی سلطنت سلسلۀ پهلوی است، که غیرقانونی و غیر شرعی بودن آن بر همه روشن است و خیانت و جنایت بیپایان آن روشنتر، و ملت ایران با هر طرحی که لازمهاش بقای نظام شاهنشاهی و حفظ سلسلۀ پهلوی است مخالف است، و هیچ ابهامی در این پیشنهاد که ملت ایران با رفراندم خود در سراسر کشور مکرر اعلام کرده نیست، و نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است، و بر اساس موازین و قوانین اسلامی اعلام میشود، و ما این پیشنهاد را در آتیۀ نزدیک به آرای عمومی رسماً مراجعه میکنیم و هر کس و یا هر گروه که با این پیشنهادهای سهگانه موافق نیست راه او غیر از راه ما و ملت ایران است.

2 ـ برای رسیدن به این هدف مقدس لازم است به نهضت اسلامی به همۀ ابعادش ادامه داد:

الف ـ ادامۀ اعتصابات در تمام دستگاههای دولتی و هدف اصلی اعتصاب همان است که در بند اول ذکر شد.

ب ـ پشتیبانی از اعتصابات کارمندان مؤسسات دولتی؛ بخصوص کارمندان و کارگران شرکت نفت و جلوگیری از هدر دادن این مخزن عظیم و ادامۀ اعتصابات تا رسیدن به هدف اسلامی.

ج ـ کمک مالی به کسانی که در اثر اعتصابات ضرر دیدهاند؛ اعم از اصناف شجاع و کارگران و زحمتکشان متدین و محروم و کارمندان محترم و کمک برای ادامۀ اعتصاب در همۀ اقشار.

3 ـ بر صاحبمنصبان و سران نیروهای هوایی و زمینی و دریایی است که با افراد خود به ملت بپیوندند؛ که اطاعت شاه اطاعت طاغوت است. و بر سربازان و سایر قوای انتظامی است که ازاوامری که برخلاف مسیرملتاست سرپیچیکنند؛کهاطاعتایناوامر مخالفت با قرآن مجید و پیغمبر اسلام ـ صلیاللّه علیه وآله ـ و امام عصر ـ عجلاللّه تعالی فرجه الشریف ـ میباشد. و بر خانوادهها و عائلۀ ارتش و سایر قوای انتظامی است که آنان را از مخالفت با ملت و از ظلم و ستم به خواهران و برادران اسلامی خود باز دارند، و آنان را بر این اعمال ظالمانه مؤاخذه کنند که عاقبت این ستمکاریها به ضرر آنان است. اینجانب از ملت شریف و شجاع ایران تشکر میکنم که با شجاعت و پایداری خود کنگرههای قصر ستمکاری را یکی پس از دیگری فرو ریخت و دلیرانه این بت شیطانی را شکست.

عزیزان من! صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک و خدا با صابران است. خود و فرزندان نسل آتیه را سرفراز کنید که ایران امروز جایگاه آزادگان است؛ و سستی و هراس به خود راه ندهید؛ که نمیدهید، و به وسوسههای شیطانی بستگان دستگاه ظلم گوش فرا ندهید. شما ملت ایران، و همت و شجاعت شما زبانزد جهانیان و سرمشق آزادیخواهان است. من از این راه دور چشم امید به شما دوختهام و آنچه در قدرت دارم در خدمت به شما که به حق است نثار میکنم؛ و صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان رسانده و میرسانم. و از خداوند تعالی سلامت و عظمت شما ملت نجیب بزرگ را خواهانم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

4ذیالحجه1398 -روحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:تشکیل شورای انقلاب، دولت بختیار و احتمال کودتای نظامی

تاریخ:22/10/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:تشکیل شورای انقلاب، دولت بختیار و احتمال کودتای نظامی

مناسبت:

ملت مسلمان ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

سلام و تحیت بر ملت قهرمان و شریف ایران! سلام بر شهدای راه حق!

اکنون که روز پیروزی ملت شجاع نزدیک میشود، اکنون که خونهای پاک عزیزان بیگناهی که برای دفاع از حق و حقیقت به دست جلادان خونآشام شاه بر زمین ریخته شده است بارور میگردد، لازم میدانم مراتب ذیل را به اطلاع ملت ایران و مردم جهان برسانم:

1 ـ به موجب حق شرعی و براساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام «شورای انقلاب اسلامی» مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب معرفی خواهند شد. این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است؛ از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیۀ آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفی و شروع به کار خواهد نمود. دولت جدید موظف به انجام مراتب زیر است:

الف ـ تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم به منظور تصویب قانون اساسی جدید جمهوری اسلامی.

ب ـ انجام انتخابات براساس مصوبات مجلس مؤسسان و قانون اساسی جدید؛

ج ـ انتقال قدرت به منتخبین جدید.

2 ـ دولت کنونی،[1]که منصوب شاه مخلوع و مجلسینْ غیرقانونی میباشد، هرگز مورد قبول مردم نخواهد بود. همکاری با این دولت غاصب به هر شکل و به هر نحوی شرعاً حرام و قانوناً جرم است. همان طوری که کارمندان محترم و مبارز بعضی از وزارتخانهها و ادارات دولتی عمل کردهاند باید از اطاعت وزرای غاصب سرپیچی نموده و در صورت امکان آنان را به وزارتخانهها راه ندهند. خواست ملت مظلوم ایران تنها رفتن شاه و برچیده شدن بساط نظام سلطنتی نیست، بلکه مبارزۀ ملت ایران تا استقرار جمهوری اسلامی که متضمن آزادی ملت و استقلال کشور و تأمین عدالت اجتماعی باشد ادامه خواهد داشت. تنها با رفتن شاه و انتقال قدرت به ملت است که آرامش به کشور عزیزمان باز خواهد گشت. تنها با استقرار حکومت عدل اسلامی مورد تأیید و پشتیبانی مردم و با شرکت فعالانۀ همۀ ملت است که میتوان خرابیهای عظیم فرهنگی و اقتصادی و کشاورزی را که رژیم فاسد شاه به وجود آورده است جبران نموده و نوسازی مملکت را به نفع طبقات زحمتکش و مستضعف آغاز نمود.

3 ـ احتمال این هست که شاه خائن که در حال رفتن است، دست به یک جنایت بزرگتری بزند و آن یک کودتای نظامی است که کراراً تذکر دادهام که این آخرین ضربۀ اوست ولکن ملت دلیر میداند که در ارتش به جز تنی چند سرسپرده و خونخوار، که از قرار مذکور در پستهای مهم مستقر شدهاند و به من نیز معرفی کردهاند، جناحهای شریف ارتش به این سرسپردگان اجازه نخواهند داد تا دست به چنین جنایتی که مخالف با ملیت و مذهب آنان است بزنند. من بر حسْب وظیفۀ الهی و ملی خود به ارتش ایران هشدار میدهم و از صاحبمنصبان و درجهداران میخواهم که در صورتی که چنین توطئهای در کار باشد شدیداً از آن جلوگیری کنند و راضی نشوند چند نفر خونخوار، ملت شریف ایران را به خاک و خون کشند. این وظیفۀ الهی شما ارتش محترم است که در صورت

فرمانبرداری از خائنان بالفطره، پیش خدای تبارک و تعالی مسئول و در جوامع بشریت محکوم و مورد نفرین نسلهای آتیه خواهید بود.

بر ملت شجاع ایران است که خود را در مقابل چنین توطئهای به هر وسیلۀ ممکن مجهز کنند، و با اتکا به خدای تعالی از اشخاصی که به جز سودطلبی چیزی در نظر ندارند نهراسند، که مبارزات پرشور ملت ایران نشان داده است که نمیهراسند؛ و میدانند که اینان هم مثل آن خائنین که فرار را اختیار و با مال ملت در خارجْ زندگی را انتخاب کردهاند، استقامت را از دست دادهاند. ملت ایران موظف است که به درجهداران و افسران و صاحبمنصبان شریف احترام بگذارند. باید توجه داشته باشند که چند نفر ارتشی خائن نمیتوانند اکثریت ارتش را آلوده کنند؛ حساب این چند نفر ارتشی خونخوارْ معلوم و از حساب ارتش ایران جداست. ارتش از ملت است و ملت از ارتش؛ با رفتن شاه خائن خللی بر آن وارد نخواهد شد.

4 ـ ملت شریف باید تا نتیجۀ نهایی، دست از مبارزات پرشور خود برندارند، که نمیدارند. باید به اعتصابات و تظاهرات ادامه دهند و در صورتی که چماق به دستان و یا مفسدین به آنان حمله کردند، میتوانند دفاع از خود کنند اگر چه منتهی به قتل آنان شود. از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و نابودی مخالفین ملت شریف را خواهانم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 - دولت شاپور بختیار.

عنوان:تبریک به مناسبت فرار شاه و تشریح وظایف آحاد ملت

تاریخ:27/10/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:تبریک به مناسبت فرار شاه و تشریح وظایف آحاد ملت

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

خدمت عموم ملت شریف و شجاع ایران ـ اَعْلَیاللّهُ کلِمَتَهُمْ وَ وَفَّقَهُمُاللّهُ تعالی[1]

فرار محمدرضا پهلوی را که طلیعۀ پیروزی ملت و سرلوحۀ سعادت و دست یافتن به آزادی و استقلال است به شما ملت فداکار تبریک عرض میکنم. شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملتهای مظلوم ثابت کردید که با فداکاری و استقامت میتوان بر مشکلات هر چه باشد غلبه کرد، و به مقصد ـ هر چه دشوار باشد ـ رسید. گر چه این ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جیب انباشته از ذخایر ملت از دست ما گریخت ولی به خواست خداوند متعال بزودی به محاکمه کشیده خواهد شد و انتقام مستضعفین از او گرفته خواهد شد؛ لکن قطع دست ستمکار از ادامه ظلم، به دست ستمدیدگان، فوری است. او رفت و به هم پیمان خود، اسرائیل ـ دشمن سرسخت اسلام و مسلمین ـ پیوست و جرایم و آشفتگیهایی را به جای گذاشت که ترمیم آن جز به تأیید خداوند متعال و همت همۀ طبقات ملت و فداکاری اقشار کاردان و روشنفکر میسر نخواهد شد. اکنون در این طلوع فجر سعادت و پیروزی توجه عموم را به مطالبی جلب میکنم:

1 ـ بر جوانان غیور در سراسر کشور لازم است، برای حفظ نظم، با آن دسته از قوای انتظامی که اکنون به آغوش ملت بازگشتهاند با تمام نیرو همکاری کنند و با کمال قدرت و جدیت نگذارند که بدخواهان و منحرفین آشوب و ناامنی ایجاد نمایند.

2 ـ به تظاهرات و شعارهای پرشور علیه رژیم سلطنتی و دولت غاصب ادامه دهند؛ و اگر منحرفین و مخالفین اسلام بخواهند اخلالی به وجود آورند و نظم را به هم زنند، از آنان جداً جلوگیری کنند. باید ملت بداند که هر انحرافی و هر شعاری که مخالف مسیر ملت است به دست عمال شاه مخلوع و عمال اجانب تحقق مییابد. من از جمیع اشخاصی که انحرافی داشتهاند و یا گرایش به بعضی از مکتبهای انحرافی داشتهاند تقاضا دارم که به آغوش اسلام، که ضامن سعادت آنان است، برگردند که ما آنان را برادرانه میپذیریم. در این موقع حساس که کشور جنگزدۀ ما بیش از هر زمانی به اتحاد و اتفاق احتیاج دارد باید سعی شود که از هر اختلافی احتراز شود.

3 ـ دولت موقت برای تهیۀ مقدمات انتخابات مجلس مؤسسان بزودی معرفی میشود و به کار مشغول خواهد شد. وزارتخانهها موظفند که آنان را پذیرفته و با آنان همکاری صمیمانه کنند. اینجانب به صلاح وزرای غیرقانونی میدانم که برکناری خود را اعلام کنند و خود را در مسیر ملت قرار دهند.

4 ـ به جمیع نیروهای انتظامی و زمینی و هوایی و دریایی و صاحبمنصبان و درجهداران ارتش و ژاندارمری و غیر آنان توصیه میکنم که دست از حمایت محمدرضا پهلوی ـ که مخلوع است و به کشور برنمیگردد و در خارج نیز با نفرت مردم مواجه است ـ بردارند و به ملت بپیوندند؛ که صلاح دنیا و دین آنان در آن است.

اینجانب از همۀ طبقات خصوصاً حضرات علمای اعلام در این مواقع حساس تشکر میکنم، و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم؛ و وحدت کلمه را برای همیشه، خصوصاً تا برانداختن رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلام، امیدوارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ خداوند متعال، نوایشان را بلندمرتبه فرماید و توفیق عطایشان کند.

عنوان:بازگشت قریبالوقوع به ایران ـ اخطار به نهادهای غیر قانونی

تاریخ:30/10/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:بازگشت قریبالوقوع به ایران ـ اخطار به نهادهای غیر قانونی

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

21 صفر 99

30 دی 57

سلام بیپایان و درود بیحد به عموم اهالی غیور ایران؛ ملت شریف و شجاعی که با وحدت کلمه، خواستِ خود را که برچیده شدن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی است، در اربعین امام امت[1]ـ سلام اللّه علیه ـ برای چندمین بار اعلام نمود. نهضت مقدس اسلامی شما گرچه با خون پاک شهیدان و مصیبتهای جانگداز توأم بود لکن آزادیخواهی و استقلال طلبی شما در جبین تاریخ ثبت شد. دشمن اساسی خود و کشور خود را از صحنه بیرون راندید، و بزرگترین خائن و جانی کشور را در گورستان تاریخ دفن نمودید. شما با قیام و استقامت خود به ملتهای مستضعف ثابت کردید که اسلحههای مدرن و قدرتهای شیطانی نمیتوانند در مقابل خواست ملتی که برای دفاع از عقیده و حق خود دلاورانه بپا خاسته است دوام داشته باشند؛ و نیز ثابت کردید که قدرت ملتی آگاه، بر تمامی سلاحهای ابرقدرتها پیروز است.

شاه رفت و رژیم شاهنشاهی فرو ریخت. دزدان بیتالمال سرمایهها را خارج کردند و یکی پس از دیگری گریختند. ملت شجاع در اولین فرصت به حساب آنان خواهد رسید. اینان رفتند و آشفتگیها و خرابیهای بسیاری را بر جای گذاشتند که با خواست خدا و همت ملت باید ترمیم شود؛ گر چه سالها طول خواهد کشید. اینجانب با تقدیم تشکرات

صمیمانه به ملت عزیز تذکراتی را لازم میدانم:

1 ـ اینجانب ان شاءاللّه تعالی بزودی به شما میپیوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانۀ شما به رفع مشکلات کوشا بوده و با همصدا و همقدم شدن همۀ اقشار ملت بر فسادها غلبه کنیم. دوستان عزیزم! خود را برای خدمت به اسلام و ملت محروم مهیا کنید. کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید. من با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.

2 ـ به نمایندگان محمدرضا پهلوی که مجلسیْن را غصباً اشغال کردهاند اخطار کنید که خانۀ ملت را خالی کنند تا نمایندگان مردم پس از پنجاه سال که ملت از حق خود محروم بود، به خانۀ خود بیایند. و ان شاءاللّه همه خواهید دید که انتخابات آزاد و مجلس سالم یعنی چه. من به آنان اخطار میکنم که در صورت ورود مجدد به مجلس مسئول هر گونه پیشامدی خود آنان هستند.

3 ـ بار دیگر به اعضای شورای سلطنتی، که شاخهای است از ریشۀ غیر قانونی، اخطار میشود که از شورا کنارهگیری کنند و بیش از این با ملت مخالفت نکنند.

4 ـ بار دیگر به قوای انتظامی و نیروهای زمینی، هوایی، دریایی توصیه میشود که در حفظ انتظامات بکوشند و ملت شریف و بیدار با آنان همکاری کنند.

ملت آگاه ایران باید از اشخاص و یا گروههای منحرف که در این موقع حساس به فکر آشوب افتاده و میخواهند به نفع اجانب خیانت به کشور کنند، جداً جلوگیری کنند؛ و به آشوبگران هشدار دهند که از اعمال ضد انسانی و اسلامی و ملی اجتناب کنند و به ملت بپیوندند. از خداوند متعال پیروزی ملت ایران را خواستارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه.

روح اللّه الموسوی الخمینی

1 ـ امام حسین ع.

عنوان:هشدار به دولت امریکا و ترسیم اهداف کلی جمهوری اسلامی

تاریخ:07/11/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:هشدار به دولت امریکا و ترسیم اهداف کلی جمهوری اسلامی

مناسبت:

دولت امریکا

کارها و عملیات بختیار و سران کنونی ارتش نه تنها برای ملت ایران بلکه برای دولت امریکا هم، بخصوص آیندۀ خود امریکا هم در ایران، سخت ضرر دارد و من ممکن است مجبور شوم دستور جدیدی دربارۀ اوضاع ایران بدهم. بهتر است شما به ارتش توصیه کنید که از بختیار اطاعت نکند؛ دست از این حرکات بردارند. ادامۀ این عملیات توسط بختیار و سران ارتش ممکن است فاجعهای بزرگ به بار آورد. اگر او و ارتش در امور دخالت نکنند و ما ملت را ساکت کنیم ضرری برای امریکا ندارد. اینگونه حرکات و رفتار، ثبات و آرامش منطقه را باعث نخواهد شد. ملت از من حرف شنوی دارد، و ثبات به دستور من و با اجرای برنامۀ من به وجود خواهد آمد.

وقتی من دولت موقت را اعلام کنم خواهید دید که رفع بسیاری از ابهامات خواهد شد و خواهید دید که ما با مردم امریکا دشمنی خاصی نداریم و خواهید دید که جمهوری اسلامی که بر مبانی فقه و احکام اسلامی استوار است چیزی نیست جز بشر دوستی و به نفع صلح و آرامش همۀ بشریت است.

بستن فرودگاهها و جلوگیری از رفتن ما به ایران، ثبات را بیش از پیش بر هم میزند، نه آنکه اوضاع را تثبیت نماید. از جانب نیروهای طرفدار من خواسته شده است که اذن بدهم بروند فرودگاه را باز کنند با زور؛ اما من هنوز چنین اذنی ندادهام. همچنین نیروهای مسلح از نظامی و غیرنظامی مِنْجمله عشایر درخواست عمل برای پایان دادن به وضع کنونی کردهاند.اما من هنوز اذن ندادهام. و ترجیح میدهم که کار با مسالمت تمام شود و سرنوشت مملکت به دست ملت سپرده شود.

عنوان:نخست وزیری آقای بازرگان[33]

تاریخ:15/11/1357

محل:تهران، مدرسۀ رفاه

موضوع:نخست وزیری آقای بازرگان[33]

مناسبت:

بازرگان، مهدی

بسم اللّه الرحمن الرحیم

6 ربیعالاول 1399

جناب آقای مهندس مهدی بازرگان

بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حَسَب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مأمور تشکیل دولت موقت مینمایم تا ترتیب ادارۀ امور مملکت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت دربارۀ تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید.

مقتضی است که اعضای دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرایطی که مشخص نمودهام تعیین و معرفی نمایید.

کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و

رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سامان یافتن امور کشور خواهند نمود.

موفقیت شما و دولت موقت را در این مرحلۀ حساس تاریخی از خداوند متعال مسئلت مینمایم.

روحاللّه الموسوی الخمینی

 

عنوان:تشکر از دولت و ملت فرانسه

تاریخ:11/11/1357

محل:پاریس، نوفللوشاتو

موضوع:تشکر از دولت و ملت فرانسه

مناسبت:

دولت و ملت فرانسه

بسم اللّه الرحمن الرحیم

در این موقع که پس از چهار ماه توقف پرحادثه در خاک فرانسه، برای خدمت به وطنم میخواهم اینجا را ترک کنم، لازم میدانم از دولت فرانسه که وسایل امنیت و آزادی بیان را برای اینجانب مهیا نمود، و از اهالی محترم که با حس انساندوستی علاقۀ خود را به آزادی و استقلال کشور ایران اظهار داشتند تشکر کنم. امید است مهماننوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادیخواهی آنان را فراموش نکنم. و از زحماتی که به همسایگان و اهالی نوفللوشاتو دادم معذرت میخواهم. امید است احترامات اینجانب را بپذیرند.

2 شهر ربیعالاول 1399

روحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:حملۀ لشکر گارد به نیروی هوایی در تهران

تاریخ:21/11/1357

محل:تهران، مدرسۀ علوی

موضوع:حملۀ لشکر گارد به نیروی هوایی در تهران

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

ملت شجاع ایران! اهالی محترم تهران!

به طوری که میدانید اینجانب بنا دارم که مسائل ایران به طور مسالمتآمیز حل شود لکن دستگاه ظلم و ستم، چون خود را به حسب قانون محکوم میبیند، دست به جنایت زده و در شهرهای گرگان و گنبدکاووس به مردم شجاع مسلمان حمله کرده و کشتار نموده است؛ و در تهران لشکر گارد به طور ناگهانی به نیروی هوایی که به ملت پیوسته است حمله نموده؛ و نیروی هوایی به کمک مردم، شجاعانه آنان را شکست دادهاند. من این تعرض غیرانسانی و عمل گارد را محکوم میکنم.

اینان با این برادرکشی میخواهند دست اجانب را در کشور ما باز نگه دارند و چپاولگران را به موضع خود برگردانند.

من با آنکه هنوز دستور جهاد مقدس ندادهام، و نیز مایلم تا مسالمت حفظ و قضایا موافق آرای ملت و موازین قانون عمل شود لکن نمیتوانم تحمل این وحشیگریها را بکنم؛ و اخطار میکنم که اگر دست از این برادرکشی برندارند و لشکر گارد به محل خودش برنگردد و از طرف مقامات ارتشی از این تعدیات جلوگیری نشود، تصمیم آخر خود را به امید خدا میگیرم و مسئولیت آن با متجاسرین[1]و متجاوزین است. من از مردم شجاع تهران میخواهم در صورتی که قوای متجاوز عقبنشینی کردند، با حفظ آمادگی و هوشیاری از خدعۀ دشمن، آرامش و نظم را حفظ کنند ولی مجهز و مهیا برای دفاع از

اسلام و نوامیس مسلمین باشند. اعلامیۀ امروز حکومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند.

برادران و خواهران عزیزم! هراسی به خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی حق پیروز است. از خداوند تعالی پیروزی ملت اسلام را خواهانم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ کسی که اظهار جسارت کند.

عنوان:حفظ آرامش و هوشیاری پس از عقبنشینی ارتش

تاریخ:22/11/1357

محل:تهران، مدرسۀ علوی

موضوع:حفظ آرامش و هوشیاری پس از عقبنشینی ارتش

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

ملت شجاع ایران! خواهران و برادران آگاه تهران!

اکنون که به خواست خداوند متعال پیروزی نزدیک است و نیروی ارتش عقبنشینی

و عدم دخالت خودشان را در امور سیاسی ابراز و پشتیبانی خودشان را از ملت اعلام کردهاند، ملت عزیز و شجاع با کمال مراقبت از اوضاع و در عین حفظ آمادگی برای دفاع احتمالی، در صورتی که نیروی ارتش به پادگانهای خود رفتهاند، آرامش و نظم را حفظ نمایند.

اگر اخلالگران بخواهند با آتشسوزی و خرابکاری فاجعه به بار آورند، آنان را به وظیفۀ شرعی و انسانیشان آگاه گردانند و نگذارند این قبیل کارها موجب هتک حرمت ملت شود؛ و به سفارتخانهها حمله نکنند. و اگر خدای نخواسته ارتش باز به میدان آمد، واجب است آنان را با شدیدترین وجه دفع کرده با تمام نیرو و قدرت از خود دفاع نمایند.

اینجانب به امرای ارتش اعلام میکنم که در صورت جلوگیری از تجاوز ارتش و پیوستن آنان به ملت و دولت قانونی ملی اسلامی، ما آنان را از ملت و ملت را از آنان میدانیم و مانند برادران با آنان رفتار مینماییم. از خداوند متعال پیروزی مردم دلاور ایران را خواستارم. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:قیام برای ساختن ایران

تاریخ:23/11/1357

محل:تهران، مدرسه علوی

موضوع:قیام برای ساختن ایران

مناسبت:

ملت ایران

اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم

بسم اللّه الرحمن الرحیم

من از ملت شریف و مبارز ایران تشکر میکنم. من از این وحدت کلمهای که بین اقشار ملت بوجود آمده است سپاسگزاری میکنم. من به این پیروزی که از برای ملت ایران پیدا شده است تبریک میگویم. باید ملت ایران بداند که این انقلاب ایران با سایر انقلاباتی که در دنیا واقع شده است فرق دارد. این انقلاب از باب اینکه انقلاب اسلامی و انسانی بود ضایعات کمی به بار آورد. در انقلاباتی که در دنیا واقع شده است ضایعات بسیار زیاد بوده است؛ و ما بحمداللّه با کمی ضایعات به پیروزی بزرگ نایل شدیم. یک شاهنشاهی ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ایران با مشت و با همتی بزرگ و با ایمانی راسخ سرنگون کردید و توجه به پشتیبانیهایی که از او میشد نکردید.

خداوند شما را پایدار نگه دارد. خداوند اسلام را عظمت بدهد. پیروزی شما پیروزی بزرگ اسلام است، و از این به بعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمدۀ آن توجه به حفظ وحدت کلمه است. ما در بین مبارزه هستیم و باز محتاج به وحدت کلمه هستیم؛ باز باید همۀ اقشار با هم برادروار و در کنار هم آماده باشند برای مبارزه و جلوگیری از تشتتات و اختلافات. اگر خدای ناخواسته اختلافات پیدا شوند معلوم نیست که ما به پیروزی نهایی برسیم. من به همۀ ملت توصیه میکنم که به همین نحو که تا کنون به وحدت کلمۀ خودشان ادامه دادهاند از این به بعد هم ادامه دهند. همین طور که حس انسانیت و ملیت و اسلامیت در آنها بیدار شده، آن را بیدارتر نگه دارند و نگذارند این

شعلۀ الهی خاموش شود. تمسک به اسلام و حَبْل متین[1]اسلام و قرآن کریم و امام اعظم، امام عصر ـ سلام اللّه علیه ـ بکنند، و با همت والای خود تمام مشکلات را رفع کنند.

ملت عزیز من! اشکالات و مشکلات زیاد است و ما وارث یک مملکت آشفته هستیم. مملکت ما را خراب کردهاند و رفتهاند؛ و ما وارث یک مملکت مخروبه هستیم. باید به خواست خدا تمام ملت برای ساختن ایران قیام کند. ایران یک مملکت زلزله زده، یک مملکت اجنبی زده، و یک مملکت دشمن زده است. اینک ما باید ایران را بسازیم؛ از نو بسازیم ولی مشکلات دارد مشکلات فقط با دولت رفع نمیشود، مشکلات با یک قشر یا دو قشر از ملت رفع نمیشود. همۀ ملت باید دست به هم بدهند و هر کس در هر شغل، مقام و مکانی که هست، دست به دست ملت بدهد و با هم این بنای جدید را به پایان برسانیم، و یک ملت جدید و یک دولت جدید و یک بنای جدید که همه اسلامی باشد و همه انسانی باشد ما از سر بنا کنیم.

ما باید متوجه باشیم که در چنین روزی که انقلاب است دستهای خائن و غیر منزه در کار است، و ممکن است خیانتکارها بخواهند بین شما تشتت بیندازند. باید جداً از خرابکاری اجتناب و مراقبت کنید که اگر کسانی خواستند خرابکاری و آدمکشی کنند یا به مراکز دولتی و ارتشی و کاخها و دیگر جاها حمله نمایند باید مانع بشوید؛ چون ایجاد تشتت خواهد کرد. اینها به اسلام و مملکت اسلامی خیانت است و باید از این قبیل خیانتها جلوگیری شود. باید تمام اسلحههایی که در دست مردم است جمع شوند. هر کس اسلحهای پیدا کرد باید به مسجد محلۀ خود ببرد و به امام جماعت مسجد تحویل بدهد؛ و بعد این اسلحهها از مساجد به کمیته آورده میشود، و کمیته این اسلحهها را در اختیار سربازان اسلامی که برای دفاع از اسلام و مسلمین تدارک دیده شدهاند میگذارد. فقط باید این سربازان مسلح باشند و دیگران نیازی به اسلحه ندارند. تسلیحات باید زیر نظر

کمیته باشد. توجه داشته باشید که اسلحه فروشی حرام است؛ مال غیر است، مال ملت است؛ نه کسی باید بخرد و نه کسی باید بفروشد. کسانی که خریدهاند باید اسلحهها را به مساجد یا کمیته برگردانند. این اسلحهها ذخایر ملت هستند؛ نباید از بین بروند. و اگر اشخاصی را دیدید که میخواهند این اسلحهها را ببرند جداً ممانعت کنید و نگذارید که اسلحهها دست افراد منحرف بیفتد. نگذارید اسلحهها دست دشمن ملت و دشمن اسلام بیفتد. همۀ ما موظفیم و تکلیف شرعی در این زمینه داریم. امروز حساسترین روزهایی است که بر اسلام و مسلمین میگذرد. باید همه مواظب باشید و نگذارید که دشمن در صفوف شما وارد شود، و نگذارید این اسلحهها دست دشمن بیفتد. و اگر خواستند به جاهایی که اسلحه در آنجاست حمله کنند موظفید که عموماً مخالفت کرده و دست آنها را کوتاه سازید. همچنین باید اگر اسلحهای در دست مردم عادی دیدید آنها را هدایت کنید که اسلحهها را تحویل دهند؛ و اگر مطلع شدید که در دست اشخاصی اسلحه هست و نمیخواهند بدهند، مکلف هستید که اسم و آدرس آنها را به کمیته بدهید تا تکلیف آنها هم روشن شود. به این مطلب باید در سرتاسر ایران توجه شود. یک مطلب دیگر اینکه باید از این آشفتگیها و تظاهرات خودداری کنید؛ شلوغ کاری نشود. مردم خیال نکنند اینک که پیروز شدهاند باید شلوغ کاری کنند. باید با نظم و ترتیب و انسانیت و اسلامیت رفتار کنید و به دنیا بفهمانید که شما ملت مُسْلم به حقایق اسلام آگاهید و به دستورات اسلام پایبند هستید. باید از اینگونه چپاولگریها جداً احتراز کنید. علمای اسلام مکلف شرعی هستند که مردم را از اینگونه اغتشاشات باز دارند و نگذارند مردم به اشخاص و مراکز هجوم آورند. باید علمای اسلام که راهنمای مردم هستند مردم را در این لحظات حساس راهنمایی کنند و نگذارید که اختلافاتی و اغتشاشاتی در مملکت واقع بشود.

حالا روزی است که باید مملکت حفاظت شود. در هر شهر و محلهای باید با نظر علما و معتمدین کمیتههایی تشکیل بشود و حفاظت از شهرها را به عهده بگیرد. باید به مراکز شهربانی و ژاندارمری و ارتشی حمله نشود، اینها دیگر برگشتهاند و از خود ما هستند؛ ارتش و ژاندارمری، شهربانی از خود ما هستند؛ تمام قوای انتظامی از ما و ما از آنها

هستیم؛ همه هوادار اسلام هستیم. باید از اغتشاشات جلوگیری شود.

در خصوص همافران هم سفارش میکنیم که اینها جوانهایی هستند که در موقع حساس به ما کمک کردند و زحمت کشیدند و با ملت همبستگی اعلام کردند. همۀ نیروها را باید حفظ کنید.

ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که میخواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیۀ شیعه و سنی اصلاً در کار نیست، ما همه با هم برادریم. اقلیتهای مذهبی هم خاطر جمع باشند که ما اطمینان میدهیم به آنها که در این مملکت زندگی عادلانه و مرفهی خواهند داشت و مورد پشتیبانی ما هستند. اسلام از اهل ذمه[2]پشتیبانی میکند. اگر کسانی چیز دیگری میگویند برای تفرقه انداختن است. فقط خرابکارها باید بدانند که این خرابکاریها خیانت به ملت و مملکت است؛ دست از خرابکاری بردارند و زیر دولت اسلام و کلمۀ لااله الا اللّهباشند. آنها چه میخواهند جز اینکه همۀ مردم در درجۀ سه و زارع و کارگر همه مرفه باشند؟ ما همۀ اینها را تأمین خواهیم کرد.

من از همۀ اقشار ملت تمنا دارم که اینک وقت غارتگری و اختلاف نیست. اینک باید همۀ شما با جدیت این نهضت شریف را به آخر برسانید. خداوند با شماست. خداوند همۀ شما را حفظ کند. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ ریسمان محکم.

2 ـ اهل کتاب که در ممالک اسلامی زندگی میکنند.

عنوان:پایان اعتصابات و از سر گرفتن فعالیتها و کارها

تاریخ:25/11/1357

محل:تهران، مدرسۀ علوی

موضوع:پایان اعتصابات و از سر گرفتن فعالیتها و کارها

مناسبت:

ملت ایران

بسم اللّه الرحمن الرحیم

ملت شریف و شجاع ایران

اکنون که به فضل الهی و به یُمن مقاومتها و پایداریهای سرسختانۀ شما مردم غیور، پایگاههای رژیم سلطنت استبدادی و حکومت ضد اسلامی خاندان پهلوی و پایههای استعمار نو و کهنه، یکی پس از دیگری، درهم ریخته شدهاند، و دولت موقت انقلاب اسلامی به عنوان اولین قدم در راه تحقق اهداف انقلاب مقدس اسلامی مستقر گردیده است، لازم میداند که از عموم مردم ایران ـ از کارگران، کارمندان، بازاریان، پیشهوران، دانشگاهیان و فرهنگیان ـ دعوت نماید که از روز شنبه 28 بهمن 57 ـ 19 ربیعالاول 99 ـ اعتصابات خود را پایان داده و فعالیتها و کارهای خود را آغاز نمایند.

وضع مملکت در اثر وسعت بیسابقۀ فساد گردانندگان رژیم محمدرضا پهلوی، خیانتها و غارتگریها و همچنین به دلیل ضرورت استمرار اعتصابات همگانی، به عنوان حربهای در دست ملت برای درهم شکستن قدرت مقاومت رژیم سابق، به جایی رسیده است که باید بلافاصله دست به کار سازندگیهای اساسی زد. ادامۀ اعتصابات و تأخیر در انجام یک سلسله اقدامات سیاسی و اقتصادی ضروری و فوری، احتمالاً شرایطی را ممکن است به وجود بیاورد که دشمنان داخلی انقلاب اسلامی و اجانبی که با از بین رفتن رژیم سابقْ منافع خود را از دست رفته مییابند، دست به تحریکات زده و احیاناً بهرهبرداریهای ضد اسلامی و ضد ملی بنمایند. لذا مملکت باید از دوران اعتصاب و سرسختی و محرومیتهایی که به منظور سرنگونی نظام استبدادی بر خود تحمیل کرده بود

بیرون آمده، چرخهای حیاتی و اقتصادی و انتظامی خود را با قدرت و سرعت و بازدهی چندین برابر در جهت تولید و اصلاح به راه اندازد و به ترمیم خرابیها و احیای برکات و تولیدات بپردازد.

دخالتهای خودسرانه و کارشکنی در دستورات و نظامات دولت موقت انقلاب اسلامی، باعث هرج و مرج میباشد. لذا باید با کمال دقت و هوشیاری و صحبت،[1]با دولت موقت اسلامی همکاری همه جانبه نموده و از دستورات و رهنمودها اطاعت و از اقدامات دولت پشتیبانی قاطع نمایید. عدم تمکین از دولت موقت، کارشکنی در اجرای برنامههای دولت انقلابی به منزلۀ مخالفت با انقلاب اصیل اسلامی محسوب شده، و محرکین و عاملین آن به عنوان عناصر ضد انقلابی به مردم معرفی خواهند شد تا خود ملت، همان طور که رژیم ضد انقلابی شاه را سرنگون ساخت، تکلیف این عناصر ضد انقلابی را معلوم نماید. والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.

روحاللّه الموسوی الخمینی

1 ـ همراهی.

عنوان:تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی

تاریخ:05/12/1357

محل:تهران، مدرسۀ علوی

موضوع:تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی

مناسبت:

خلخالی، صادق

بسمه تعالی

26ع199

جناب حجتالاسلام آقای حاج شیخ صادق خلخالی ـ دامت افاضاته

به جنابعالی مأموریت داده میشود تا در دادگاهی که برای محاکمۀ متهمین و زندانیان تشکیل میشود، حضور به هم رسانده و پس از تمامیت مقدمات محاکمه، با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید.

روحاللّه الموسوی الخمینی

عنوان:فرمان مصادرۀ اموال سلسلۀ پهلوی و وابستگان به آنها

تاریخ:09/12/1357

محل:تهران، منزل آقای محمود بروجردی خیابان پاسداران

موضوع:فرمان مصادرۀ اموال سلسلۀ پهلوی و وابستگان به آنها

مناسبت:

شورای انقلاب اسلامی

بسم اللّه الرحمن الرحیم

1 ربیعالثانی 99 / 9 اسفند 57

شورای انقلاب اسلامی به موجب این مکتوب مأموریت دارد که تمام اموال منقول و غیرمنقول سلسلۀ پهلوی و شاخهها و عمال و مربوطین به این سلسله را که در طول مدت سلطۀ غیرقانونی از بیتالمال مسلمین اختلاس نمودهاند، به نفع مستمندان و کارگران و کارمندان ضعیف مصادره نمایند و منقولات آن در بانکها با شمارهای به اسم شورای انقلاب یا اسم اینجانب سپرده شود و غیرمنقول ـ از قبیل مستغلات و اراضی ـ ثبت و مضبوط شود تا به نفع مستمندان از هر طبقه صرف گردد در ایجاد مسکن و کار و غیر ذلک. به جمیع کمیتههای انقلاب اسلامی در سراسر کشور دستور میدهم که آنچه از این غنایم به دست آوردهاند در بانک با شمارۀ معلوم بسپرند. و به دولت ابلاغ نمایید که این غنایم، مربوط به دولت نیست و امرش با شورای انقلاب است، و آنچه مأمورین دولت به دست آوردهاند یا میآورند، باید به همین شماره به بانک تحویل دهند. و کسانی که از این اموال چیزی به دست آوردهاند، باید فوراً به کمیتهها یا بانک تحویل دهند و متخلفین مورد مؤاخذه خواهند بود.









 
 
 
 
 
 
 
 
 
پیوند برگزیده
آمار بازدیدها
آمار بازدیدها
491285 تعداد کل بازدیدها :
134 تعداد بازدید امروز :
77 تعداد بازدید دیروز :
34 تعداد کاربران آنلاین :